زندگی من کجاست

گپ خصوصی کرزی که NSA گوش کرده

نظر شخصی مجتبی هاشمی
بخدا هرچی‌ فکر میکنم گپا من به چی‌ دارد NSA می‌خوره بابا کاری نکنیم دیگه به کسی‌ زنگ نزنم ، تازه اینا بمونو میگن که کرزی صاحب ۱ شب دعوا کرده خانم خور لت کرده  خانمیو قهر کرده رفته بخونه مادر خو کرزی صاحب هم زنگ زده به خوسور خو هرچی‌ که از  دهنیو آماده گفت. و البته گفتگو فهیم صاحب خود سگا بازا ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،  بخدا همی‌ رقم موندن NSA که چی‌ حال
دیگه قسمتیو به زودی میگم
گپا سیاف وردکی صاحب بزودی خاد آمد


آژانس امنیت ملی آمریکا تاکنون ۱۲۵ میلیارد مکالمه تلیفونی در جهان را شنود کرده است بر اساس اسناد موجود، تعداد شنود مکالمات تلیفونی در کشورهای مختلف به شرح زیر است:

افغانستان ۲۱ میلیارد و ۹۸ میلیون
عربستان هفت میلیارد و ۸۰۰ میلیون مورد
اردن یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون
مصر یک میلیارد و ۹۰۰ میلیون
عراق هفت میلیارد و ۸۰۰ میلیون
ایران یک میلیارد و ۷۳ میلیون
پاکستان ۱۲ میلیارد و ۷۶ میلیون
هند ۶ میلیارد و ۲۸ میلیون
آلْمان ۳۶۱ میلیون
فرانسه ۷۰ میلیون و ۲۰۰ هزار
اسپانیا ۶۱ میلیون
ایتالیا ۴۶ میلیون
هالندیک میلیون و ۸۰۰ هزار
میزان شنود مکالمات تلیفونی در داخل خاک آمریکا نیز بر اساس اسناد منتشر شده سه میلیارد مورد بوده است.

در این اسناد فاش شد شنود مکالمات تنها شامل مکالمات مردم عادی نبوده است بلکه آمریکا مکالمات ۳۵ تن از رهبران جهان را نیز شنود می کرده است.

نوزادان در آلمان می توانند از نظر قانونی نه دختر باشند و نه پسر

همه به  هم احترام بذاریم دنیای بهتری خواهیم داشت
روز جمعه آلمان رسما اولین کشور اروپایی نام گرفت که به والدین نوزادان نورسیده اجازه می دهد جنسیت فرزند خود را انتخاب نکنند. به این ترتیب نوزادان آلمانی می توانند از نظر قانونی نه دختر باشند و نه پسر، تا زمانی که به سنی برسند که خودشان درباره جنسیت خود تصمیم گیری کنند.
تغییر قوانین به این منظور صورت گرفته است تا والدینی که در بدو تولد فرزندشان درباره جنسیت او مطمئن نیستند برای تعیین جنسیت عجله نکنند و اجازه چنین تصمیم گیری را به فرزندانشان در آینده واگذار کنند.
کاتینکا شوایتزر، از مرکز پزشکی دانشگاه هامبورگ می گوید: «جنس سوم یک مریضی نیست، این فقط یکی از گونه های طبیعت است. این اصطلاحی است که بسیاری از پدیده های طبیعی را می تواند توصیف کند. وقتی بحث جراحی به میان می آید باید به اندازه کافی صبر کرد تا خود شخص تصمیم گیری کند.»
اگرچه قانون «جنس سوم» یا «جنس مجهول» از روز اول ماه نوامبر به اجرا در می آید، اما ابهامات درباره تاثیر این قانون بر قوانین دیگر پابرجاست. از جمله مشخص نیست در آلمان که ازدواج، رابطه ای بین یک مرد و یک زن تعریف شده است و «شریک زندگی» فردی است همجنس، وضعیت افرادی با جنس سوم در موضوعاتی این چنینی، چگونه خواهد بود.
مسائل پیش روی این افراد منحصر به موضوعات پیچیده قانونی نمی شود. بلکه فوری ترین سوالی که پیش می آید این است کودکی که با جنس نامشخص به مدرسه می رود آیا باید از سرویس بهداشتی پسران استفاده کند یا سرویس بهداشتی دختران.
Copyright © 2013 euronews



Germany approves third gender option for intersex newborns

Babies born in Germany with both male and female characteristics – known as intersex – can now have their gender left blank on birth certificates.
It is hoped parents will no longer feel pressured into quick decisions on sex assignment surgery in order to tick a male or female box.
An estimated one in 2,000 people are born with characteristics of both genders.
Katinka Schweizer from Hamburg University says decisions for babies and children who are intersex should not be rushed.
“Intersexuality is not a disease. It is a variant of nature. It is a term that describes many phenomena. There are forms that come with the need to treat the condition. But when it is about cosmetic surgery of the genitals then one should wait long enough until the persons can take their own decisions,” Schweizer said.
Germany is the first country in Europe to offer this option on a birth certificate, and only the second in the world after Australia.
German passports, will also have a third designation of X, alongside M and F.
The law was changed after a review of cases revealed early surgery forcing people into a particular gender had caused great suffering.
Copyright © 2013 euronews

فهرست حاضران و غیرحاضرانِ نمایندگان پارلمان افشا شد

فهرست حاضران و غیرحاضرانِ نمایندگان پارلمان افشا شد












خدا همی‌ رقم کاری هم بما بده بریم بچکر پول‌ام بدن 
وکیلهای که‌ حتی ۱ ساعت از وقتی‌ که بابتیو پول می‌گیرن کار نمیکنن خیانت می‌کنن به بچه‌های افغانی که شبا گشن خواب میشن خیانت می‌کنن به مردمی که هرروز کشتی‌ میشن خیانت می‌کنن به وطنی که به نامئو نون میخورن خیانت می‌کنن به زنای بیوی که شب بعثه یای یتیم خور گشن خواب می‌کنه باشه که یا رستگار شن یا خدا حق مردم زجر کشیده افغانستان از اونا بگیر



هیات رئیسه مجلس، چگونگی حضور نمایندگان در جریان یک ماه و نیم گذشته را منتشر کرد. 
به گزارش خبرگزاری آوا، این لیست پس از آنکه عده ای از نمایندگان اعتراضات خود را مبنی بر غیاب عده ای از وکلا در جلسات ولسی جرگه اعلام داشتند از سوی مجلس نمایندگان فاش گردید.
فهرست اعلام شده حضور و غیاب نمایندگان را در جلسات عمومی مجلس و جلسات کمیسیون ها از ۱۶ سنبله تا ۳۰ میزان نشان می دهد.
در این مدت ۱۵ جلسه عمومی و ۱۲ جلسات کمیسیون ها در پارلمان برگزار شده است؛ که تعدادی از نمایندگان در این جلسات حضور نداشته اند.
عبدالروف ابراهیمی رییس مجلس، پیش از اعلام فهرست حاضری نمایندگان گفت که لیست حضور و غیاب در جلسه عمومی خوانده می شود و باید واقعیت ها برای مردم افشا گردد.
در این لیست، نمایندگانی که به سفر حج رفته بودند، نیز شامل اند.

حضور و غیاب یک و نیم ماه گذشته مجلس نمایندگان افغانستان
ردیفنام و تخلصغیر حاضرسفررقعه مریضیرخصتیحاضر
1عبیدالله بارکزی10   15
2ریحانه آزاد2  421
3سیدمحمد موسی جناب117  9
4غلام سرور فایز1   26
5قاضی عبدالرحیم5   22
6صفیه ایماق2   25
7عبدالرحیم شهیدانی5   22
8فکور بهشتی1  224
9محمد اکبری6   21
10زلمی مجددی2   25
11فوزیه کوفی6   21
12صفی الله مسلم 3  24
13عبدالطیف پدرام15   12
14امان الله پیمان15   12
15محمد ذکریا سودا7   20
16عبدالرئوف5   22
17نیلوفر ابراهیمی7   20
18سید منصور نادری6 3 18
19عبیدالله رامین3  321
20 شکریه عیسی خیل1   26
21 داکتر مهدی مهدی4   23
22 محمد عظیم محسنی  5    22
23 دلاور ایماق  9   18
24 عاشق الله 12   15
25 ناجیه ایماق8    19
26 احمدشا رمضان 6   21
27 عباس ابراهیم زاده9    18
28 محمد اسحاق رهگذر  24   3
29 علم خان آزادی 22   5
30 اسدالله شریفی 19   8
31 محمد عبده 2   25
32 عبدالرحمان رحمانی  6   21
33 محمد فرهاد عظیمی  2   25
34 صیفوره نیازی14    13
35 برشنا ربیع      27
36 گلالی نور صافی 1   26
37 میررحمان رحمانی     27
38 صدیق احمد عثمانی  1   26
39 عبدالستار خواصی612   9 
40 محمد الماس زاهد  11    16
41 ذکیه سنگین 1   26
42 سامعه عزیزسادات 4    23
43 گل پادشا مجیدی 8   19
44 نواب منگل 2    25
45 مجیب الرحمان سمکنی  7    20
46 محمد ابراهیم غشتیری15   13
47 راضیه سعادت منگل  10   17
48 نادرخان کتوازی111   15
49 محمود سلیمان خیل 3 2  22
50 ناجیه بابکرخیل 1 3   23
51 زهیر سعادت 2 4  21
52 راحله سلیم  63  18
53 عبدالباقی ملک زاده 6    21
54 وکیل عبدالجبار  13    14
55 محمد کبیر مرزبان  6   21
56 قدرت الله ذکی 4    23
57 عبدالواحد فقیر زاده10    17
58 سیداکرام الدین معصومی 6     21
59 حبیبه دانش 4 5   18
60 مریم کوفی 17   19
61 عنایت الله بابر فرهمند8    19
62 بازمحمد جوزجانی 4    23
63 عبدالستار درزابی 7   20
64 محمد اسماعیل     27
65 فهیمه سادات  10    17
66 کمال ناصر اصولی 6    21
67 همایون خان  25   2
68 مروت خان منگل 1 4  22
69 لیاقت الله بابکرخیل5 3  19
70 سایره شریف 43  20
71 شیرین محسنی 1    26
72 زهرا توخی زابلی     27
73 عبدالقادر قلات وال 10    17
74 حمیدالله توخی  5   22
75 سیدمحمد حسن شریفی بلخابی 2    25
76 خیرمحمد ایماق  12   15
77 سیدانور سادات 13   14
78 محمد حسین فهیمی 14   13
79 عزیزه جلیس 6    21
80 مخدوم عبدالله محمدی6   21
81 محیب الله فرقانی 2    25
82 معصومه خاوری 3    24
83 علی اکبرقاسمی 2   25
84 محمد علی اخلاقی  5   22
85 محمد عارف شاه جهان 3   14 10
86 محمد علی علیزاده2    25
87 عبدالقیوم سجادی  6   21
88 محمد عارف رحمانی 2   25
89 خداداد عرفانی     27
90 هما سلطانی 9   18
91 نفیسه عظیمی 14   13
92 چمن شاه اعتمادی     27
93 شاه گل رضایی  3   24
94 محمد ابراهیم ملیک زاده 2   3 22
95 قربان کوهستانی 8    19
96 سید نادرشاه بحر 5   22
97 کرام الدین رضا زاده1    26
98 رقیه نائیل     7 20
99 سیما جوینده   27  
100 محمد هاشم  5    22
101 نقیب الله فایق    1 26
102 محمد هاشم اورتاق 4   23
103 بشیراحمد ته ینج 1  1 25
104فتح الله قیصاری12   15
105 گل محمد پهلوان  2 4 21
106 فایزه رووفی  57  15
107 رنگینه کارگر 5  4  18
108 آصیفه شاداب 4  23
109 حمیرا ایوبی  5  24
110 سمیع الله صمیم  6 5  16
111 موسی خان نصرت 1 5   21
112 صبور خدمت  3  24
113 محمد سرور عثمانی 7    20
114 محمد یونس قانونی 8 3  6 10
115 رمضان بشر دوست عضویت کمیسیون را ندارد    15
116 فاطمه نظری 10    17
117 امان الله گذر     27
118 فرخنده زهرا نادری  3   24
119 محمد فرهاد صدیقی  3   24
120 جعفر مهدوی 3    24
121 بکتاش سیاوش 18    9
122 عزت الله هاتف     27
123 الله گل مجاهد 56  16
124 محمد داوود کلکانی 11    16
125 شریف الله کامه وال  13    14
126 سیدعلی کاظمی 17   10
127 قیس حسن4   23
128 شیرولی وردک 2   25
129 انورخان اوریا خیل 12    15
130 رمضان جمعه زاده 2   25
131 شینکی زرین کروخیل هنوز به سفر     
132 عبیدالله کریم زی 13   14
133 قربانعلی عرفانی 15   12
134 حفیظ منصور15   12
135 تورپیکی پتمن 10   17
136 شکریه بارکزی     27
137 ربابه پروانی 2   25
138 نظیفه ذکی 12    15
139 کبرا مصطفوی 1   26
140 فایزه ناصریار  10   17
141 میرداد خان نجرابی  4   23
142 محمد اقبال صافی 12   15
143 حاجی آغاجان  6  3 18
145 طاهره مجددی 5  5 16
146 کمال 11   16
147 نظری ترکمن ۲روز از کمیسیون استعفا داده است      13
148 عبدالودود پیمان  7    20
149 شایسته باز ناصری  17   10
150 سید داوود نادری 9   18
151 معلم چاری 5    22
152 شکریه پیکان احمدی  4   23
153 فاطمه عزیز3    24
154 عبدالخالق بالاکرزی 3  3  22
155 نعیم لالی حمید زی7   20
156 عمر ننگیالی  6   21
157 عبدالرحیم ایوبی 6    21
158 ملا سید محمد آخند  5    22
159 محمود خان  11   16
160 خالد پشتون 24  21
 161 عطاالله حبیب  15   12
162 فریبا احمدی کاکر     27
163 حمیده یوسفی  9   18
164 شکیبا هاشمی 1   26
165 ملا تره خیل محمدی  9   18
166 عبدالرحمان افغان  13    14
167 شیرعلی احمدزی 8   19
168 حیدر جان نعیم زوی 6   21
169 محمد یوسف صابر 5    22
170 حسن صحرایی  6   21
171 محمد نذیر احمدزی 7   20
172 حمیده احمدزی 14   13
173 هیله ارشاد  3  717
174 پروین درانی 7    20
175 شهزاده شاهد 16    11
176 سخی مشواری 9   18
177 صالح محمد صالح 8   19
178 وژمه صافی3   24
179 محمد حسن مموزی 8   19
180 محمدعالم قرار 4   23
181 نقیب الله 6    21
182 زیفنون صافی 4    23
183 ایوب محمد شهیدی  5    22
184 محمد اکبر استانکزی 7   20
185 صاحب خان 4   23
186 شکیلا هاشمی14   16
187 عبدالاحمد درانی  1   26
188 غلام حسین ناصری     27
189 عبدالمحجوب وردک 1   26
190 صدیقه مبارز  23    4
191 حمیده اکبری     27
192 حضرت علی 4   23
193 عبدالظاهر قدیر  2   25
194 حمید خان یار 13    14
195 فریدون مهمند     27
196 حاجی گردیوال 21   6
197 عبدالغفار 10   17
198 عصمت الله شینواری 210   13
199 امیرجان دولتزی  9    18
200 آرین یون  2   25
201 فرشته انوری     27
202 سلیمان خوگیانی  12   15
203 لیلما حکیمی 13    14
204 پروین نورستان 6   21
205 احمدالله موحد 2   25
206 فریده حمیدی  8    19
207 فرشته امیری9   18
208 غلام فاروق مجروح   3  24
209 نظیراحمد حنفی 5   22
210 احمد بهزاد 12   15
211 غلام فاروق نظری  9   18
212 احمد فرهاد مجیدی  11   16
213 محمد رضا خوشه  5    22
214 خلیل الله شهید زاده  3    24
215 محمد عارف طیب  11   16
216 عبرانی جمشیدی 7 4   16
217 منورشا بهادری  11    16
218 نثار احمد غوریانی  8 4  15
219 ناهید فرید1    26
220 مسعوده کرخی  5    22
221 نجلا دهقان نژاد 3  7 17
222 رحیمه جامی  7   20
223 نعمت الله غفاری  3    24
224 عبدالحی آخند زاده15    12
225 محمدولی علی زی 14   13
226 عبدالروف پوپل  3   24
227 عبدالجبار قهرمان      15
228 میرولی خان 13   14
229 نسیمه نیازی     27
230 حبیبه سادات  2  3  

مادر کتاب فروش: به کار مفیدم افتخار می کنم

مادر کتاب فروش: به کار مفیدم افتخار می کنم

کتاب ها سنگین اند؛ اما قدم های گلجان استوار. ابرها که آسمان را تیره ساخته اند، با گرد و خاک دست به دست هم داده، مردم را وا‌می‌دارند تا با عجله از کنار او که کتاب ها روی دستش سنگینی می کنند، بگذرند.
باد با خشم و غضب خاک‌ها را به روی عابران پف می کند و گلجان می کوشد به کمک چادر سیاه رنگش، با غضب خاک ها مبارزه کند. موهایش سپید است، مثل ابرهای که دل آسمان را می پوشانند و خط های که زمان بر صورتش کشیده است، حکایت از روزگاری دارد که بر او رفته است. به گفتۀ خودش، هیچ گاهی نتوانست به آرزویش که ادامۀ تحصیل بود برسد. او در شرایط ناگوار کشورش فقط توانست هشت صنف مکتب بخواند؛ اما امروز برای کسانی که وقت ندارند تا به کتاب فروشی ها سری بزنند، کتاب می رساند.
خانم گلجان جهانبین، درست ده سال قبل کارش را به عنوان یک کتاب فروش دوره گرد در شهر کابل آغاز کرد؛ در حالی که سال ها برای گذرانیدن زندگی و کمک به خانواده اش از هیچ تلاشی دریغ نکرده بود.
با هم قرار می گذاریم تا عصر یکی از روزها در شهرنو، مرکز کارش، با هم ببینیم. وقتی با عجله از سرک می گذرم و او را در حالی که بستۀ بزرگی از کتاب ها را روی دستانش نگهداشته است، منتظرم می بینم، شرمنده می شوم؛ ولی او با محبت لبخند می زند و فقط می گوید: «نیم ساعت دیر کردی و من انتظارت را کشیدم، اما مهم نیست.»
او با صفا و صمیمی است، اما لبخند مهربانش به طرز عجیبی غم انگیز به نظر می رسد. می خواهم بپرسم که چرا این گونه است، اما نمی شود، نمی توان گرمی چشمان مهربانش را نادیده گرفت و در مورد غم نهان در لبخندش حرفی زد.
با هم راه می افتیم و مغازه به مغازه می گردیم. در جاده های شهرنو، هیچ کسی از حضور گلجان حیرت نمی کند. او اولین زن کتاب فروش است که کارش را با فروش کتاب های همسرش، محمد رسول جهانبین یکی از طنز نویسان مطرح کشور، آغاز کرد: « اولین بار کارم را با فروش تعدادی از کتاب های شوهرم که تازه چاپ کرده بودیم آغاز کردم. هدفم این بود که با قسمتی از پولی که به دست می آوردم، زندگی مان را تأمین کنم و با بخش دیگر کتاب های بیشترش را چاپ نمایم و این آغاز کار من به حیث کتاب فروش بود. البته من همیشه کار کرده ام، زمانی بولانی، کلوچه و حتا چاوه تهیه کرده به کمک پسرم فروختم تا زندگی مان بگذرد. وقتی از مهاجرت آمدم با آن که خیلی نیاز داشتم و وضع زندگی ما خوب نبود؛ اما می خواستم کاری کنم که به نفع مردمم و کشورم باشد».
گلجان: کارم را دوست دارم و به آن افتخار می کنم
گلجان جهانبین، مانند بیشتری از کابلیان در سال 1375 مجبور شد بعد از تحمل مشقات فروان شهرش، خانه را در حالی ترک نماید که همسرش در اثر فشار های زندگی نابینا گردیده بود. او به همراهی خانوادۀ هفت نفره اش، به مزار شریف که در آن سال ها امن‌تر بود پناه برد و در آنجا نیز تلاش کرد با فروش غذاهای که در خانه می پخت، با مشکلات اقتصادی مدارا کند و به امید آینده باشد؛ اما دیری نگذشت که دست جنگ ها آرمش نسبی مزارشریف را نیز درهم کوبید و جهانبین بدون دلیل راهی زندان شد. زندگی تلختر از گذشته گشت و گلجان دانست که دیگر نمی تواند تحمل کند و بعد از رهایی همسرش به پشاور پاکستان مهاجر شد.
برای گلجان کار کردن، مانند نفس کشیدن ارزش دارد. او کارش را جزئی از شخصیتش می داند؛ اما هنوز هم گلجان باید به سوال های تعدادی از آشنایان و مردمی که با او رو به می شوند جواب بدهد. بارها مردم از او پرسیده اند که آیا کسی نیست که به جای او کار کند؟ او در حالی که می کوشد تکه های از روزنامه را روی دستش قرار بدهد تا جلد کتاب ها کثیف نشوند، می گوید: « با آن که من هیچ گاهی در جریان کارم مشکلی نداشته ام؛ ولی همیشه سوال های مردم با من بوده است، همیشه مردم می پرسند که پسر نداری؟ و این سوال به شدت ناراحتم می سازد. این دلیل نمی شود که وقتی کسی پسر و یا فرزندی داشت، همه جنجال زندگی را به گردن آنان بیندازد. من می خواهم به اولادهایم کمک کنم و حضورم را با تلاشم نشان بدهم. کارم را دوست دارم و به آن افتخار می کنم».
امروز کسانی که از او این سوال ها را می پرسیدند، پی برده اند که کار کردن عیبی نیست و گلجان همراهی خانواده اش را دارد. رسول جهانبین همسر گلجان معتقد است که او برای مردم و جامعه اش خدمت می کند و این راهی است که هیچ عیبی در آن نیست. گلجان می گوید: «در ابتدا برایم خیلی مشکل بود به خصوص زمانی که من به عنوان دست فروش به فروش کتاب ها شروع کردم. هیچ زنی در بازار کار نمی کرد؛ اما شوهرم مرا خیلی تشویق کرد و گفت که هیچ مشکلی ندارد که در بازار کار کنم».
مادر کتاب فروش
خانم جهانبین را همه به نام مادر کتاب فروش می شناسند و او افتخار می کند که این نام را دارد. برای گلجان ارزش معنوی کارش خیلی بیشتر از ارزش مادی آن است. شاید بارها موقع آن را یافته است تا کار بهتری پیدا کند، اما آن آرامشی را که در کتاب فروشی می یابد، هیچ گاهی نتوانسته است در کار دیگری دریابد: « وقتی کارم را شروع کردم، می خواستم که کتاب را به دست مردم برسانم، می خواستم مردم به استفاده و خرید کتاب تشویق شوند. در بازار کتاب فروشی زیاد است؛ اما مردم متوجه نمی شوند یا وقت نمی کنند که برای خرید بروند. وقتی که من کتاب را برای شان می برم و در برابر شان قرار می دهم، مجبور می شوند تا کتاب را بگیرند و بخوانند. من ده سال است که این کار را می کنم و در این مدت کارهای دیگری هم پیدا شد اما نخواستم؛ چون من افتخار می کنم که به دست مردم وسیلۀ سالمی را می رسانم که می توانند از آن چیزی بیآموزند.
ساختمان های بلند و مفشن شهر نو با رستوارنت های دودزده اش در یک عصر خاکی و ابرآلود خالی از مردمانی است که هر شامگاه در این جاده ها قدم می زدند. کودکانی که اینجا و آنجا در برابر همین ساختمان ها رهگذران را دنبال می کردند، مغموم و سر به زیر اند. بلند منزل ها ابهت غم انگیزی دارند وقتی که جاده ها خالی اند و این روز خوبی برای کار گلجان نیست. گلجان معتقد است که کتاب متاعی نیست که زیاد و کم بودن مردم، در فروشش تاثیری داشته باشد. او روزهای را شاهد بوده که در میان جمعیت بزرگی از مردم حتا یکی هم به کتاب ها نگاهی نکرده است: « به نظر من تنها چیزی که در کابل کمتر خریده می شود، کتاب است. من در تمام مغازه ها و مکان های مزدحم شهرنو برای عرضۀ کتاب می روم، تا جایی که من یادم می آید در تمام این مدت هیچ خانمی از من کتاب نخریده، جوانان هم گاهی کتابها را می بینند؛ ولی کمتر می خرند. بیشتر خریداران کتاب مردان بزرگسال اند.»
او معتقد است که مردم تا هنوز هم به کتاب خوانی به عنوان بخش مهمی از زندگی روزمرۀ شان نگاه نمی کنند: « من بارها دیده ام که مردها و زنان بسیار باسواد، وقتی فرزندان شان خواهش می کنند که برای شان کتاب را بخرند، آنها حاضر نیستند که از پول شان برای خرید کتاب بدهند در حالی که پول زیادی را برای بازیچه ها مصرف می کنند».
گلجان همه روزه بیشتر از بیست عنوان کتاب را، از کتاب یکصد مرد تاثیر گذار جهان گرفته تا دیوان رحمان بابا و کتاب رهنمای آشپزی و تدبیرمنزل، با خودش به مغازه های شهر می برد. او در حالی که به مغازۀ کاشی فروشی فیصل داخل می شود، بستۀ بزرگی از این کتاب ها را با خود دارد. پاینده محمد معمار، افغان مقیم آلمان، با علاقه و دقت تمام کتاب های را که گلجان در برابرش قرار داده مرور می کند، فهرست ها را می خواند و قیمت ها را می پرسد. برایش عجیب است که یک زن این همه کتاب را همه روزه حمل می کند در حالی که مصروف بررسی کتاب هاست، مرتب می پرسد: « خسته نمی شوی؟ این همه کتاب؟ چرا سیاست؟ قیمت این یکی چند است؟» و بالاخره معمار که به گفتۀ خودش کتابخوان مشکل پسندی است، شش کتاب را می گیرد. می خرد. گلجان نیز برای مشتری خوش خریدش یکی ازکتاب های همسرش را هدیه می دهد: جام جم، مجموعۀ حکایات و پندها.
گلجان جهانبین، مادر پنج فرزند است و آرزو دارد همه فرزندانش بعد از ختم دانشگاه بهترین موقعیت های شغلی و اجتماعی را داشته باشند. او معتقد است که هر زنی می تواند در پهلوی این که مادر خوبی باشد، به کشور و خانواده اش نیز موثر باشد. او آرزو دارد تا روزی بتواند کارش را گسترش داده برای زنان بی بضاعت در ولایات غرفه های فروش کتاب بگذارد و خود به آنها کتاب برساند. شاید این گونه بتواند به آموزش زنان نیز کمک کند: « به نظر من زنان که بخش بزرگی از افراد خانواده های خود هستند، بیشتر شان بی کار اند در حالی که خانواده های شان در فقر و تنگدستی به سر می برند. اگر شوهران همین زنان به آنها موقع بدهند که از توانایی های شان برای بهتر شدن زندگی شان استفاده کنند، زنان می توانند زندگی خوبی داشته و نیروی موثری برای بهبود زندگی خانواده های شان باشند. البته اگر خودشان هم تلاش کنند و مردان خانواده نیز به آنها اعتماد کنند.»
از آن روزی ‌که گلجان برای اولین بار به فروش کتاب در جاده های شهر آغاز کرد، چشمان حیرت زدۀ زیادی او را تعقیب می کردند و برای شان حضور یک زن کتاب فروش، عجیب تر از حضور ده ها گدایی بود که در این جا و آنجا مردم را دنبال می کردند؛ اما امروز، با تشویق های گلجان، تعداد زیادی از گداهای که به سوی مردم دست دراز می کردند، دست فروش های دوره گردی اند که کتاب، قلم و کتابچه می فروشند و مردم نیز از آنها خرید می کنند. او خوشحال است که حداقل توانسته است گروه کوچکی از مردم را به کار موثری تشویق کند.
ابرها، انگار راه شان را یافته اند و آهسته آهسته دامن از شهر چیده در دور دست ها گم می شوند. خشم باد فروکش کرده و دل شهر نیز که با چند قطره اشک آسمان نم خورده است، به جای گرد و غبار، بوی عکاسی های تازه را پخش می کند. شب در رگ های روز راه می کشد و گلجان هنوز هم انتظار می کشد تا آنهایی که دارند به خانه های شان می روند، کتاب هایش را انتخاب کنند و او با دستان سبک به خانه برگردد.
نویسنده: نجوا
ویراستار: عارف فرهمند

مادر کتاب فروش در جاده های کابل

گلجان اولین زن کتاب فروش است که کارش را با فروش کتاب های همسرش، محمد رسول جهانبین یکی از طنز نویسان مطرح کشور، آغاز کرد،او میگوید:"هدفم این بود که با قسمتی از پولی که به دست می آوردم، زندگی مان را تأمین کنم و با بخش دیگر کتاب های بیشترش را چاپ نمایم".
گلجان جهانبین، مانند بیشتری از کابلیان در سال 1375 مجبور شد خانه و کاشانه اش را ترک کند، در حالی که همسرش در اثر فشار های زندگی نابینا گردیده بود او به همراهی خانوادۀ هفت نفره اش، به مزار شریف رفت که آن سال ها امن‌تر بود، آنجا نیز تلاش کرد با فروش غذاهای که در خانه می پخت، با مشکلات اقتصادی مدارا کند

دیری نگذشت که دست جنگ ها آرمش نسبی مزارشریف را نیز درهم کوبید و شوهرش جهانبین بدون دلیل راهی زندان شد. زندگی تلختر از گذشته گشت و گلجان دانست که دیگر نمی تواند تحمل کند و بعد از رهایی همسرش به پشاور پاکستان مهاجر شد.پس از برگشتن از مهاجرت او شروع کرد به دست فروشی کتاب در بازار های کابل، دقیقا زمانی که حضور یک زن کتاب فروش در بازار ها برای خیلی از مردم عجیب بود
برای گلجان کار کردن، مانند نفس کشیدن با ارزش است. او می گوید:" این به شدت ناراحتم می سازد. این دلیل نمی شود که وقتی کسی پسر و یا فرزندی داشت، همه جنجال زندگی را به گردن آنان بیندازد. من می خواهم به اولادهایم کمک کنم و حضورم را با تلاشم نشان بدهم. کارم را دوست دارم و به آن افتخار می کنم".
خانم جهانبین را همه به نام مادر کتاب فروش می شناسند و او افتخار می کند که این نام را دارد. برای گلجان ارزش معنوی کارش خیلی بیشتر از ارزش مادی آن است. شاید بارها موقع آن را یافته است تا کار بهتری پیدا کند، اما آن آرامشی را که در کتاب فرشی می یابد، هیچ گاهی نتوانسته است در کار دیگری دریابد.
گلجان همه روزه سنگینی بیشتر از بیست عنوان کتاب را، از کتاب "یکصد مرد تاثیر گذار جهان" گرفته تا" دیوان رحمان بابا" و کتاب "رهنمای آشپزی و تدبیرمنزل" را با خودش در بازارهای کابل حمل میکند. گلجان به مشتریانی که بفهمد کتابخوان هستند و به کتاب ارزش میدهند یکی از کتابهای شوهرش" محمد رسول جهانبین" را هدیه میدهد.
خانم جهانبین: به نظر من تنها چیزی که در کابل کمتر خریده می شود، کتاب است. من در تمام مغازه ها و مکان های مزدحم شهرنو برای عرضۀ کتاب می روم، تا جایی که من یادم می آید در تمام این مدت هیچ خانمی از من کتاب نخریده، جوانان هم گاهی کتابها را می بینند؛ ولی کمتر می خرند. بیشتر خریداران کتاب مردان بزرگسال اند
گلجان جهانبین: من ده سال است که این کار را می کنم و در این مدت کارهای دیگری هم پیدا شد اما نخواستم؛ چون من افتخار می کنم که به دست مردم وسیلۀ سالمی را می رسانم که می توانند از آن چیزی بیآموزند.

نویسنده: نجوا / رضا شیرمحمدی| ویراستار: عارف فرهمند

با تشکر از © 2013 Deutsche Welle

.

آلبوم عکس: نمایشگاه هنری در ارگ هرات افتتاح شد


آلبوم عکس: نمایشگاه هنری در ارگ هرات افتتاح شد

پس از ختم جشنواره منطقه یی ادبی - هنری در ولایت هرات، نمایشگاهی از آثار هنرمندان هرات در بخش های مینیاتوری، نقاشی و خطاطی برای یک هفته افتتاح گردید. بخشی از جشنواره و نمایشگاه در این آلبوم نمایش داده می شود.



 
 
 
 
این جشنواره ادبی - هنری صبح روز دوشنبه افتتاح شد و تا شام روز سه شنبه، 7 عقرب 1392، ادامه داشت. پس از آن نمایشگاه یک هفته یی آثار خطاطی، نقاشی و مینیاتوری رسما افتتاح شد.

 
در این جشنواره ادیبان، شاعران، نویسندگان و هنرمندانی از کشورهای هند و تاجیکستان نیز شرکت کرده بودند. پروفیسور اختر حسین، شاعر و نویسنده هندی و آقای سلیموف، شاعر و نویسنده تاجیکستانی مهمانان ویژه بودند.

همچنان شماری از شاعران، نویسندگان و هنرمندان نامدار افغانستان نیز از ولایت های مختلف این کشور در این جشنواره شرکت کرده بودند. از فرهنگیان کشور ایران نیز دعوت شده بود، اما به دلیل بروز مشکلاتی آنان نتوانستند در این جشنواره شرکت کنند.
© 2013  Deutsche Welle