زندگی من کجاست

درسهای ده سال مداخله نظامی در افغانستان


جورج بوش، رییس جمهور پیشین امریکا و حامد کرزی، رییس جمهور افغانستان

جورج بوش، رییس جمهور پیشین امریکا و حامد کرزی، رییس جمهور افغانستان

اولین بمب های امریکایی به تأریخ هفتم اکتوبر سال 2001 بر افغانستان فرود آمدند. چیزی که در آغاز به عنوان یک پیروزی سریع بر رژیم طالبان تلقی می شد، پس از ده سال به جنگی مبدل شده است که جبهۀ مشخصی ندارد.

 

هفتم اکتوبر سال 2001 میلادی: در واشنگتن هنوز روز است که افغانستان در تاریکی شب فرورفته است. جورج بوش، رییس جمهور آن وقت ایالات متحدۀ امریکا در کاخ سفید مصممانه در برابر خبرنگاران قرار می گیرد: «به دستور من ارتش ایالات متحدۀ امریکا حمله بر اردوگاه های آموزشی القاعده و تأسیسات نظامی رژیم طالبان در افغانستان را آغاز کرد».
بوش افزود افغانستان نباید بیش از این پایگاه اصلی تروریسم بین المللی باشد. رییس جمهور بوش حملۀ ایالات متحدۀ امریکا را اولتر از همه چنین توجیه کرد که طالبان از تسلیم دادن اسامه بن لادن و قطع مناسبات شان با شبکۀ القاعده سر باز می زنند.
جورج بوش همچنان گفت: «ایالات متحدۀ امریکا دوست مردم افغانستان است. ما دوستان تقریباً یک میلیارد مسلمان در سراسر جهان هستیم. ایالات متحدۀ امریکا دشمن آنانی است که از تروریسم حمایت می کنند و از یک دین بزرگ برای جنایت های شان سوء استفاده می کنند».
یک طرح سیاسی که روی آن غور و تعمق صورت گرفته باشد، وجود نداشت. ایالات متحدۀ امریکا و متحدان اش، که به انتقام جویی برخاسته بودند، به یک پیروزی سریع باورمند بودند. پس از گذشت ده سال اکنون بیشتر از 130 هزار سرباز در مأموریت افغانستان سهم دارند. تهاجم نظامی یک وضعیت جدیدی را برای کشور جنگ زدۀ افغانستان به ارمغان آورد. میلیون ها افغان که در نتیجۀ جنگ های داخلی به خارج، به ویژه به کشور های همسایه پناه برده بودند، دوباره به وطن شان برگشتند. مبالغ چندین میلیاردی برای احداث سرک ها و اعمار مکاتب، دانشگاه ها و شفاخانه ها به افغانستان سرازیر شد. بیشتر از همه شهر کابل پس از سقوط حاکمیت طالبان در نوامبر 2001 رونق چشمگیری در عرصۀ ساختمانی داشت. غرب به دولت افغانستان، حکومت و نیروهای امنیتی آن کمک های وسیع مالی می کند، با آنهم این کشور تا هنوز از امنیت، صلح، ثبات و آشتی بسیار فاصله دارد.
توماس روتیش، یکی از دو بنیان گذار شبکۀ تحلیگران افغانستان در کابل می گوید: «من یک همکار افغانی ام را به یاد دارم که نزد ما در سازمان ملل متحد پاک کاری می کرد. یک روز به من قصه کرد که در دانشگاه کابل در رشتۀ هواشناسی تحصیل کرده است. او در ادارۀ ما پاک کاری می کرد. او به من گفت: "روزی که طالبان سقوط کنند ماشین ریش تراشی خود را می گیرم و ریش خود را می تراشم؛ بعداً موهای ریش ام را در یک خریطۀ کوچک انداخته و به عنوان یادگار در یک جای می آویزم". این مرد تا امروز هم ریش دارد».
توماس روتیش از شبکه تحلیلگران افغانستان توماس روتیش از شبکه تحلیلگران افغانستان 
توماس روتیش یکی از نادر کارشناسان غربی است که زبان های پشتو و دری را یاد دارد. او امروز حمله نظامی به افغانستان را به عنوان یک دانشمند از بیرون مشاهده و دنبال می کند. در سال های نخست، به عنوان کارمند در مأموریت سازمان ملل متحد و اتحادیۀ اروپا در افغانستان، این حمله را از داخل مشاهده می کرد.
او می گوید: «تهاجم امریکاییان قابل توضیح و قابل فهم است و دلایل سیاسی هم معلوم است که چرا مهمترین هم پیمانان برای این کار تصمیم گرفتند. شیوۀ حکومتداری طالبان در کشور شان هم با زندگی مردم افغانستان همخوانی نداشت. از همین رو برای اولین بار در تأریخ افغانستان از یک حمله نظامی و ملکی خارجی ها استقبال صورت گرفت، که این استقبال بیشتر متوجه مداخلۀ نطامی بود. چیز بسیار قابل توجه این است که این وضعیت امروز کاملاً برعکس شده است».
امتیاز و اعتبار خارجی ها برای آوردن صلح از بین رفت. دامنۀ جنگ در بخش های زیاد افغانستان گسترش یافته است. شمار تلفات غیرنظامیان در نتیجۀ خشونت ها و ترور هرچه بیشتر افزایش می یابد. طی ده سال گذشته نه یک خلع سلاح مؤثر صورت گرفت و نه یک روند آشتی میان اقوام و قبایلی که علیه همدیگر وسیله قرار می گرفتند، وجود داشت. زمانی که نیرو های غربی وارد افغانستان شدند، افغان ها بیشتر از 20 سال جنگ را پشت سر گذشتانده بودند.
گونتر مولاک، سفیر پیشین آلمان در پاکستان، که سفرهای زیادی به افغانستان کرده است، می گوید: «مهمترین عبرت این است که ما دیگر به وسیلۀ نظامی هیچ پیروزی را به دست نمی آوریم. اگر بخواهیم در قلب مردم جا پیدا کنیم، باید بیشتر از همه همکاری های مان در سیاست توسعه یی و عرصۀ تعلیم و تربیه را بیشتر بسازیم. مسأله بر سر آموزش کادرهای رهبری آینده است. برای کسب اعتماد بیشتر در افغانستان باید در این راستا بیشتر از همه توجه صورت می گرفت. از سوی دیگر باید به افغان ها بیشتر اجازه داده می شد تا خود تصمیم می گرفتند که به نظر آنان چه چیزی برای آیندۀ کشور شان بهتر می بود. در عوض ما اکثراً از قبل نظریه های خود را داشتیم و تصمیم می گرفتیم که کدام کارها باید در افغانستان صورت بگیرند. این شبیه یک جعبۀ ریگی بود و بسیاری از ما به این نظر بودیم که حالا در آنجا کشور مدرنی را می سازیم».
هرچند غرب بر جانب ملکی حضور خود تأکید می کرد، با آنهم افغانستان پیوسته تحت تأثیر نظامی باقی ماند. توماس روتیش نیز بر این مسأله اشاره می کند: «ارتش ایالات متحدۀ امریکا در پنج- شش سال اخیر به اصطلاح کارگردانی همه عرصه ها در افغانستان را به عهده گرفت. امروزه دیپلومات ها و مؤسسات ملکی کمتر حق دارند تصمیم بگیرند. بیشتر مسایل را نظامیان امریکایی مشخص می سازند. آنها در همه جا اند و این مسأله همه عرصه های دیگر را به مراجع خدماتی در مبارزه علیه شورشیان مبدل ساخته است، و این اشتباه است».
سرباز امریکایی در افغانستان «ارتش ایالات متحدۀ امریکا در پنج- شش سال اخیر به اصطلاح کارگردانی همه عرصه ها در افغانستان را به عهده گرفت. امروزه دیپلومات ها و مؤسسات ملکی کمتر حق دارند تصمیم بگیرند»
در پهلوی حامد کرزی و اطرافیان اش بیشتر از همه فرماندهان مقتدر ایتلاف شمال از مأموریت خارجی در افغانستان سود می برند. وقتی حمله غرب در اکتوبر 2001 بر افغانستان آغاز شد، طالبان افغان این ایتلاف شکننده را تقریباً شکست داده بودند. با آنهم ایتلاف شمال امروز خود را برنده احساس می کند. رهبران آنها هم پیمانان غرب اند و با هر وسیله ای قدرت خود را حفظ می کنند. شمار زیادی از آنها در فساد اداری و تجارت مواد مخدر دست دارند. برخی هم پس از بیرون رفتن قطعات نظامی اتحاد شوروی در سال 1989 از افغانستان، به خاطر جاه طلبی و حرص قدرت در برابر هم جنگیدند و در نتیجه مرتکب جنایت های بشری شدند. در آن زمان، پس از پیروزی بر رژیم کمونیستی، افغانستان در یک جنگ ویرانگر داخلی غرق شد، جنگی که بالاخره سبب به قدرت رسیدن طالبان گردید.
سیتا ماس، عضو انجمن علوم و سیاست در برلین پایتخت آلمان می گوید: «از این رو مردم به نظام سیاسی هیچ اعتماد ندارند. جامعۀ بین المللی در همکاری با رییس جمهور کرزی قانون انتخابات را به میان آورد که در آن احزاب هیچ نقشی ندارند. به این ترتیب اکثریت وسیع مردم افغانستان نمی توانند به عنوان یک جناح سیاسی عرض وجود کنند، و در نتیجه فرماندهان محلی، که جنگ سالاران پیشین بودند، می توانند به صورت خدشه ناپذیر از قدرت خود کار بگیرند. می توانم بگویم که حمله نظامی ناکام شده است».
سیتا ماس در پایان سپتمبر سال روان، پس از سال های زیاد، از تحقیقات افغانستان کناره گیری کرد. به نظر وی ایتلاف غرب امروز فقط می خواهد هرچه زودتر مسوولیت ها را به افغان ها واگذار شود.
او می گوید: «این یک روند واگذاری مسوولیت ها است، که در آن جامعۀ جهانی و امریکاییان خود را اسیران سیاسی حامد کرزی و حاکمان منطقه یی ساخته اند که در اطراف کرزی جمع شده اند. ما به عنوان جامعۀ بین المللی نمی توانیم هیچ فشاری را بر حکومت افغانستان وارد کنیم.، مثلاً در زمینۀ جلوگیری از فساد اداری و یا مبارزۀ شدیدتر علیه تجارت مواد مخدر. این حکومت افغانستان با ساختارهای فاسد اداری آن، شامل آنهای است که ما می خواهیم مسوولیت های امنیتی و قدرت سیاسی را به آنها واگذار شویم».
اسامه بن لادن کشته شد. پاکستان، یمن و سومالیا در محراق مبارزه علیه تروریسم قرار گرفتند. افغانستان اهمیت خود را در سطح جهانی از دست داد. ایالات متحدۀ امریکا و متحدان اش شدیداً زیر بار قرض فرو رفته اند و می خواهند قطعات رزمی خود را تا سال 2014 از افغانستان بیرون بکشند. سیتا ماس انگیزه های حمله نظامی را در خود کشورهای می بیند که به افغانستان سرباز فرستاده اند و در این روند، به قول وی، دلایل ساختاری و اجتماعی در این کشور نادیده گرفته شده اند.
توماس روتیش عضو هم نظر مشابهی دارد: «ما در افغانستان آموختیم که هیچ وسیلۀ مناسبی نداریم تا با آن منازعات منطقه یی را به سادگی حل کنیم. سازمان ملل متحد موفق نشد، ناتو هم در آنجا کارآ نیست، و ما هیچ سازمان دیگری نداریم که توان انجام دادن چنین کاری را داشته باشد. پس ما باید روی این بیاندیشیم که در آینده با همچو قضایا چگونه برخورد کنیم».
غرب، که از جنگ خسته شده است، اکنون طرفدار مذاکره با طالبان است. این گروه تندرو در خاک پاکستان، در مناطق هم مرز با افغانستان دوباره تشکل و قوت یافته است. به باور غربی ها اهداف طالبان و ملا عمر جهانی نبوده و به افغانستان محدود می شود.
گونتر مولاک، سفیر پیشین آلمان در پاکستانگونتر مولاک، سفیر پیشین آلمان در پاکستان
اما پیتر هاینه اسلام شناس در شهر برلین پایتخت آلمان می گوید که با آنهم جنگ در افغانستان مسلمانان سراسر جهان را بسیج کرده است: «تبارز مسلمان بودن و خودآگاهی برای مسلمان بودن و برای ایستادگی در برابر غرب، یقیناً شدت یافته است. یعنی تصور مسلمانان که گویا غرب متجاوز است و همیشه برای منافع سیاسی، اقتصادی و استراتژیک خود عمل می کند، چه این تصور درست باشد و چه غلط، بسیار گسترش یافته است».
پایان سریع جنگ و یک راه حل پایان دادن به معضل از راه مذاکره در افغانستان وجود نخواهد داشت. طالبان همانند جناح کرزی و ایتلاف پیشین شمال، یک گروه نامتجانس اند. جناح های مختلف با اهداف مختلفی وجود دارند که در خارج هم مددگران مختلف دارند. به ویژه پاکستان بازیگر بسیار مهم در میدان جنگ در افغانستان است. نشانه های زیادی وجود دارد که افغانستان هنوز هم در چنگال جنگ باقی می ماند. قتل برهان الدین ربانی رییس جمهور پیشین افغانستان به تأریخ 20 سپتمبر سال روان ضربۀ محکمی بود بر تلاش های صلح جویانه ای که از جانب غرب تمویل می شود. ربانی در رأس شورای صلحی قرار داشت که به نمایندگی از حکومت افغانستان باید با طالبان مذاکره می کرد.
افغانستان در میان جنگ های قدرت طلبانۀ داخلی و سودجویی ها از خارج، پارچه پارچه بود و همین گونه باقی می ماند. به دلایل استراتژیک و اقتصادی احتمال کمی وجود دارد که ایالات متحدۀ امریکا بخواهد حضور نظامی خود در افغانستان را به صورت کامل پایان ببخشد، چه افغانستان می تواند به عنوان یک کشور ترانزیتی برای انتقال نفت و گاز آسیای میانه نقش مهمی داشته باشد. افزون بر آن همه قدرت های مهم منطقه نیز موضعگیری خود را اختیار کرده اند. پاکستان، هندوستان، ایران، چین، روسیه و ترکیه برای به دست آوردن یک شانس در این "قلب آسیای مرکزی" در کمین نشسته اند.
دویچه وله

رییس جمهور کرزی روی ستراتیژی مذاکرات صلح غور می کند


آژانس خبری فرانسه از قول یک سخنگوی ریاست جمهوری افغانستان نوشته است که رییس جمهور کرزی بعد از کشته شدن برهان الدین ربانی رییس شورای عالی صلح افغانستان توسط یک فرد پاکستانی، روی ستراتیژی خود در موضوع مذاکرات صلح با طالبان، غور می کند. در یک اعلامیه که دیروز از قصر ریاست جمهوری  افغانستان منتشر شد به وضاحت گفته شده است که قاتل آقای ربانی یک تبعه پاکستانی بود.

تعداد زیاد افغانها در موضوع قتل آقای ربانی، بر پاکستان شک داشتند ولی اعلامیه دیروز ریاست جمهوری افغانستان قویترین و واضح ترین اشاره حکومت افغانستان، به دخالت پاکستان در قتل برهان الدین ربانی می باشد. رییس جمهور کرزی به روز جمعه، از ضرورت مذاکرات با پاکستان در موضوع صلح افغانستان سخن گفته و هم یاس و ناامیدی اش را از عدم موفقیت در تلاش ایجاد تماس با رهبران طالبان، منجمله ملا محمد عمر رهبر این گروه، ابراز داشت.

در اعلامیه دیروز ریاست جمهوری افغانستان، از قول یک مقام دخیل در تحقیقات در مورد این قتل گفته شده است، شواهد نشان می دهند که قتل آقای ربانی، در کویته پاکستان طرح ریزی شده و فرد انتحاری، تبعه پاکستان بود. مقامات افغان قبلاً گفته بودند، مرگ ربانی توسط شورای کویته در پاکستان طرح ریزی شده بود ولی طالبان خود مسوولیت این قتل را، به عهده نه گرفته اند.

در اعلامیه همچنان آمده است که قاتل آقای ربانی، از ساکنین منطقه سرحدی چمن بود. این ادعای ریاست جمهوری افغانستان، بر اساس شواهد موجود و اعترافات مردی که در رابطه با همین قتل دستگیر شده است، صورت گرفته. در اعلامیه ریاست جمهوری افغانستان همچنان آمده است که، اسناد و شواهد، همراه با بیوگرافی، آدرس، و نمبرهای تیلفون مربوط به همین قضیه، به حکومت پاکستان تحویل داده شده، تا متهمین دیگر هم در این رابطه دستگیر گردند.

اعلامیه دیروز ریاست جمهوری افغانستان چند ساعت بعد از آن منتشر شد که سیامک هروی، یکی از سخنگویان ریاست جمهوری افغانستان گفت، رییس جمهور کرزی، بعد از مرگ آقای ربانی، روی ستراتیژی خود در موضوع مذاکرات با طالبان، غور می کند.هروی به آژانس خبری فرانسه گفته است، مذاکرات صلح با طالبان به تعویق افتاده  و رییس جمهور کرزی روی ستراتیژی مصالحه با طالبان غور میکند و به زودی در یک بیانیه تلویزیونی، ستراتیژی جدید خویش  در موضوع مذاکرات صلح را اعلان خواهد کرد.

اعضای شورای عالی صلح هم به نوبه خود، از غور آقای کرزی روی ستراتیژی اش ابراز حمایت نموده گفته اند، مذاکرات صلح با طالبان نه، بلکه با حکومت پاکستان باید صورت گیرد. طالبان از دیر به این سو، پیشنهاد  مذاکرات صلح از سوی حکومت افغانستان را رد نموده گفته اند، تا زمانی مذاکره نمی کنند که نیروهای خارجی افغانستان را ترک کنند.

ترور برهان الدین ربانی رییس شورای عالی صلح و رییس جمهور سابق افغانستان، بزرگترین ترور سیاسی، بعد از آغاز ماموریت نظامی امریکا در افغانستان بوده است. گفته می شود این حادثه ضربه جدی و محکمی بود برای امید و تلاش های آقای کرزی جهت مصالحه با طالبان. آقای کرزی به روز جمعه در جریان ملاقات با علمای دینی افغان، از اهمیت مذاکرات با پاکستان سخن گفته ابراز داشت که ملا عمر آدرس ندارد، پیام آور صلح طالبان یک قاتل برآمد، پس باکی صحبت کنیم؟؟ ملت افغان از من می پرسد که طرف دیگر مذاکرات کیست، جواب من، پاکستان است.

قابل ذکر است که ایالات متحده هم، فشارهایش بالای پاکستان را افزایش داده است که اقدامات جدیتر را برضد شبکه حقانی اتخاذ کند. نیروهای آیساف مستقر در افغانستان به روز شنبه گفتند، حاجی مالی خان یکی از قومندانان ارشد گروه حقانی را، که  کاکای سراج الدین حقانی رهبر این شبکه می باشد، دستگیر نموده اند.

اعلامیه دیروز ریاست جمهوری افغانستان در حالی از تغییر در ستراتیژی رییس جمهور کرزی در موضوع مذاکرات صلح با طالبان سخن گفته است که سخنگوی وزارت خارجه افغانستان دیروز به خبرنگاران گفت، حکومت افغانستان در سه سال اخیر، با حسن نیت و برای ایجاد اعتماد با پاکستان، تلاش های جدی نموده است ولی متاسفانه شاهد کدام پیشرفت مشخص که انتظار آن را از پاکستان داشت، نبوده است.

در این حال بر اساس گزارش آژانس خبری اسوشیتد پرس، تعداد از تحلیلگران پاکستانی می گویند، تیره گی روابط پاکستان با امریکا و افغانستان می تواند، روی موضوع مذاکرات صلح در افغانستان اثر گذار باشد. احمد رشید نویسنده معروف پاکستانی و تحلیلگر امور افغانستان پاکستان گفته است، فکر نمی کند که در حال حاضر کسی مایل مذاکره باشد.

رفعت حسین یک کارشناس دیگر پاکستانی گفته است، پاکستان نقش مهم  را در موضوع مذاکرات صلح در افغانستان داراست ولی به نظر من، نفوذ و  نقش پاکستان در مساله صلح افغانستان، بیشتر از آنچه که است، جلوه داده می شود، ولی اگر برای موجودیت یک پل ارتباطی، جهت تماس و مذاکره نیاز باشد، به نظر من پاکستان می تواند این پل باشد مخصوصاً استخبارات پاکستان در این موضوع باید دخیل باشد.

در این حال آصف علی زرداری رییس جمهور پاکستان در یک تبصره که در واشنگتن پوست منتشر شده نوشته است، ایالات متحده به جای آنکه پاکستان را همچو یک شریک خود بداند، وقت زیاد خود را در دادن قومانده و دستور به پاکستان مصرف می کند. به نوشته زرداری، هر قدر ما زودتر تشنج های لفظی خویش را خاتمه دهیم و منابع خویش را برای مبارزه برضد درفش بنیادگرایی هم آهنگ سازیم، به همان اندازه زودتر، در کشوری که مردم، انسانها، قربانی می شوند، ثبات را برقرار خواهیم کرد. 

جنگ آمریکا و پاکستان در خاک افغانستان


جنگ آمریکا و پاکستان در خاک افغانستان

جنگ آمریکا و پاکستان در خاک افغانستان

تنها 2هفته پس از حمله گسترده شبه نظامیان طالبان به سفارت آمریکا در کابل، این بار پایگاه سیا هدف حمله قرار گرفت تا طالبان قدرت‌نمایی خود را در قلب دیپلماتیک کابل و علیه آمریکا کامل کند.
گزارش‌ها نشان می‌دهد که در جریان این حمله یک نفر در پوشش کارمند محلی افغان به روی کارمندان پایگاه سیا آتش گشود که براثر آن یک آمریکایی کشته شد. هنوز علت تیراندازی و وابستگی این فرد به گروه خاصی مشخص نشده است اما به‌طور معمول این حملات توسط شبه‌نظامیان طالبان برنامه‌ریزی و اجرا می‌شود. در اثر این تیراندازی یک آمریکایی دیگر هم زخمی و فرد مهاجم هم در نهایت کشته شد.
پایگاه سیا در کابل بزرگ‌ترین مقر سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در خارج از این کشور به‌حساب می‌آید که در نزدیکی سفارت این کشور قرار دارد. هنوز طالبان مسئولیت این حمله را به‌عهده نگرفته‌است و سفارت آمریکا در کابل از آغاز تحقیقات در این رابطه خبر داده است. این محل که در نزدیکی کاخ ریاست‌جمهوری افغانستان قرار دارد برای مردم عادی مسدود است و از آن به‌شدت محافظت می‌شود.
گفته می‌شود که پیش از آغاز این تیراندازی صدای انفجار هم از داخل این ساختمان شنیده شده است. به گفته منابع آگاه، 2سرباز ارتش، یک محافظ امنیتی سیا و یک محافظ ریاست‌جمهوری افغانستان زخمی شده‌اند. منطقه‌ای که حمله در آن صورت گرفته یکی از امن‌ترین مناطق کابل به‌حساب می‌آید که پایگاه مرکزی ناتو و سفارت آمریکا در آن قرار دارد. 2هفته پیش شبه‌نظامیان طالبان با چند حمله انتحاری سفارت آمریکا و ساختمان‌های دولتی در این منطقه را هدف حمله قرار دادند که بر اثر آن حداقل ۲۵ نفر کشته شدند. مقام‌های آمریکایی اعلام کرده‌اند که این حمله از سوی شبه‌نظامیان وابسته به گروه حقانی و با حمایت سازمان اطلاعات پاکستان (آی‌اس‌آی) صورت گرفته است؛ مسئله‌ای که تنش‌ها میان واشنگتن و اسلام‌آباد را افزایش داد. هفته گذشته هم برهان‌الدین ربانی، رئیس شورای‌عالی صلح افغانستان در خانه خود بر اثر حمله انتحاری شبه نظامیان طالبان در نزدیکی همین منطقه ترور شد.
افزایش تنش‌ها میان آمریکا و پاکستان باعث شد تا ژنرال اشفق کیانی، فرمانده ارتش پاکستان سفر خود را به انگلیس لغو کند. به گزارش آسوشیتدپرس، یک مقام پاکستانی اعلام کرده که کیانی ترجیح داده است در کشور بماند و مذاکرات لازم را درباره بحران به‌وجود آمده با آمریکا ادامه دهد. گزارش‌ها همچنین نشان می‌دهد که به‌دنبال احتمال اقدام نظامی آمریکا علیه گروه حقانی در منطقه وزیرستان پاکستان، نیروهای نظامی این کشور در این منطقه به حالت آماده باش کامل درآمده‌اند. در همین حال سناتور جمهوریخواه و عضو کمیته نیروهای مسلح سنای آمریکا، پاکستان را تهدید کرد که در صورت حمایت از تروریسم با هر گزینه‌ای از جمله اقدام نظامی روبه‌رو خواهد شد.

انگلیس:افغان را بکشید!!!!!

روزنامه انگليسي اينديپندنت در گزارشي نوشت: يك برنامه مستند تلويزيوني به زودي قرار است به افشاي واقعياتي در خصوص چگونگي تلاش براي افزايش روحيه جنگي نيروهاي انگليسي در ميدان جنگ افغانستان بپردازد.
 




بنابراين گزارش، در خوابگاه‌هاي نظاميان انگليسي كه قرار است در ميدان نبرد مستقيما به جنگ با نيروهاي دشمن بروند، فيلم‌هايي پخش مي‌شود كه "تلويزيون شبانه كشتار" نام دارد و هدف از آن بي‌احساس كردن نيروهاي انگليسي نسبت به كشتن افراد غيرنظامي است.

برخي سازمان‌هاي حقوق بشري ضمن مقايسه اين برنامه با برنامه پياده شده در بي‌تفاوت‌سازي نيروهاي آمريكايي نسبت به كشتار مردم غيرنظامي در جريان جنگ ويتنام نسبت به آن ابراز نگراني كرده‌اند. تصاويري كه خبرنگار اينديپندنت از پايگاه نظاميان آمريكايي در ولايت هلمند افغانستان ملاحظه كرده است نيز جمع شدن سربازان انگليسي براي مشاهده چنين فيلم‌هايي را تائيد مي‌كند.

در يكي از اين فيلم‌ها كه ادعا مي‌شود با هدف بهبود روحيه نيروهاي انگليسي به نمايش درمي‌آيند، يك فرمانده عمليات بالگرد آپاچي به نمايش در مي‌آيد كه خطاب به افراد تحت امر خود توضيح مي‌دهد كه بايد خطاي خود در داوري را بپذيرند و از آن چيزي به كسي نگويند. وي در اين فيلم تصريح مي‌كند: اين مطلب را نبايد با شخص ديگري مطرح كنيد، در خصوص آن ساكت بمانيد. ما عمدي نداشتيم اما بالاخره پيش آمده است."

اين گزارش حاكي‌ست: بيشتر فيلم‌هايي كه در برنامه بي‌تفاوت‌سازي نيروهاي انگليسي نسبت به كشتار غيرنظاميان به كار گرفته مي‌شوند به حملات بالگردي نيروهاي آمريكايي به غيرنظاميان در بغداد در سال 2007 اختصاص دارند كه سال گذشته توسط ويكي‌ليكس منتشر شدند. در يكي ديگر از اين فيلم‌ها يك زن افغان پس از مكالمه دو خلبان هلي‌كوپتر و توهين به وي، هدف قرار مي‌گيرد.

در يك فيلم ديگر، خلبان بالگرد پس از كشتن يك شبه‌نظامي مي‌گويد: "شب به خير پرنسس. مطمئنم در اثر افجار تمام لباس‌هايت پاره شده است." سپس در اين فيلم از خوشحالي به خاطر كشتن افغان‌ها دفاع مي‌شود چرا كه افغان‌ها نيز از كشته شدن نيروهاي اشغالگر ابراز خشنودي مي‌كنند.

يك فعال حقوق بشر در اين خصوص مي‌گويد: اينكه نيروهاي انگليسي در افغانستان كارشان به جايي رسيده كه به ديدن فيلم كشتار مردم غيرنظامي مي‌پردازند نشان دهنده شكست در پروژه افغانستان است. هيچ تلاشي براي استقرار دموكراسي در افغانستان نمي‌شود بلكه روحيات سربازان ميادين جنگ تقليل درجه مي‌يابد.


«چه کسي از مرگ رباني سود مي‌برد؟»


 «چه کسي از مرگ رباني سود مي‌برد؟»




«چه کسي از مرگ رباني سود مي‌برد؟» سرمقاله روزنامه ابتكار است كه در آن مي خوانيد:
ترور پروفسور برهان الدين رباني رييس جمهور سابق افغانستان و رييس شوراي عالي صلح اين کشور که ماموريت مهم مصالحه دولت و طالبان را برعهده داشت رويدادي با اهميت وتاثير گذار درآينده سياسي افغانستان است.

رباني از بنيانگذاران اسلام گرايي و اسلام سياسي در افغانستان به شمار مي‌آيد. او در دهه 1350 خورشيدي در تقابل با حاکميت سکولار و قوم گراي داود خان و فعاليت روبه افزايش کمونيستها به همراهي غلام محمد نيازي و گلبدين حکمتيار، جمعيت اسلامي‌افغانستان را پايه گذاري کرد.

کشته شدن نيازي به وسيله حکومت و اختلاف ميان رباني و حکمتيار منجر به رهبري واحد رباني بر جمعيت اسلامي‌مي‌گردد. رباني از انديشه‌هاي اخواني الهام گرفته بود ولي در عمل يک اسلام گراي دموکرات بود.

بدين معنا که همواره از نوعي دموکراسي دفاع مي‌کرد و درصدد تحميل قدرت خود از بالا و با روش هاي کودتايي نبود. رباني پس از سال 1371 و تشکيل دولت مجاهدين در کابل به رياست جمهوري افغانستان رسيد.

وي در اين دولت به همراه وزير دفاعش، احمدشاه مسعود تلاش بسيار کرد تا با گروههاي ديگر به نوعي مصالحه ملي دست يابد.

اما تک روي‌ها و زياده خواهي‌هاي ديگران و البته برخي سياست هاي اشتباه و تعصبات مذهبي رباني و اطرافيانش مانع از نيل به مصالحه ملي گرديد. در اين ميان حسن نيت رباني از ديگران بيشتر و گناهش از سايرين کمتر بود.

رباني پس از ظهور طالبان برخلاف ديگران به عافيت طلبي روي نياورد و به همراهي احمد شاه مسعود 5 سال مقاومت عليه طالبان را سازماندهي کرد.

رباني پس از حمله آمريکا به افغانستان و سقوط طالبان، علي رغم ميل قلبي از سمت خود در رياست جمهوري با مسالمت کنار رفت و قدرت را تسليم کرزي کرد.

در طول ده سال بعدي رباني هم تکيه گاه اپوزيسيون قانوني مخالف کرزي، و هم دوستي قابل اعتماد براي خود شخص کرزي بود و حتي براي ايجاد مصالحه ميان دولت وطالبان نيز تلاش کرد بنابراين مي‌توان گفت که رباني به شخصيتي ميانجي وفراحزبي تبديل شده بود.
ترور رباني در اين شرايط اقدامي‌براي جلوگيري از برقراري صلح وامنيت در افغانستان است. دراين ميان مي‌توان به چند گزينه به عنوان عاملان احتمالي ترور رباني اشاره کرد:

الف- گروههاي تندرويي از طالبان که مخالف مصالحه ميان طالبان ودولت هستند. به ويژه گروه هاي عرب و پاکستاني هم سو با القاعده.

اين گروه ها حتي با ملا عمر نيز مخالف هستند و احتمالا از هر گونه نرمش وي نسبت به دولت جلوگيري خواهند کرد. آن‌ها با ترور رباني تلاش داشتند تا وضعيت را ميان طالبان ودولت را غير قابل آشتي نمايند.

ب- ترور به وسيله کليت گروه طالبان و به دستور شخص ملا عمر براي نشان دادن قدرت طالبان و امتياز گيري بيشتر به وسيله اين گروه در مذاکرات صورت گرفته است.
ج- پاکستان و آي اس آي براي جلوگيري از سهم گرفتن مخالفان پاکستان در آينده سياسي افغانستان اين ترور را مرتکب شده اند. البته اين فرض و حتي فرض دوم نيز بعيد است و فرض اول بسيار نيرومند تر است.
به هر روي ترور رباني با هر انگيزه اي صورت گرفته باشد ضربه اي به صلح وامنيت در افغانستان است. ناکارآمدي دولت افغانستان را بيش از پيش به تصوير مي‌کشد و از ايجاد مصالحه ميان طالبان ودولت افغانستان جلوگيري مي‌کند.

اين ترورها هم چنين زمينه لازم را براي وابستگي امنيتي ونظامي ‌بيشتر افغانستان به آمريکا فراهم کرده و موجب مي‌شود تا انعقاد پيمان استراتژيک ميان آمريکا وافغانستان توجيهاتي بيشتر و نيرومند تر پيدا کند.