زندگی من کجاست

یک پناهجوی افغان در آسترالیا گلوی خود را برید

یک پناهجوی افغان در آسترالیا گلوی خود را برید

 
کمپ پناهجویان در آسترالیا
کمپ پناهجویان در آسترالیا

یک فعال حقوق پناهجویان می گوید که در چهارمین روز اعتراض پناهجویان در آسترالیا، یک مرد افغان گلوی خود را برید و ده ها تن دیگر دست به اعتصاب غذا زده اند. اما مقامات آسترالیا گفتند که دو نفر زخم های کوچکی به خود وارد کردند.

 

پالیما کور، یک فعال حقوق پناهجویان گفت که دو مرد خود را زخمی کرده اند. او گفت که در مرکز نگهداری "شیرگر" در شمال ایالت کوینزلند، "یکی دست خود را و دیگری گلوی خود را برید".
خانم کور گفت که آنها دو نفر از 80 پناهجویی هستند که متعلق به قوم هزاره افغانستان می باشند. آنها دست به اعتصاب غذا زده اند و برخی از آنها بیش از 48 ساعت است که آب و غذا نخورده اند.
این فعال حقوق پناهجویان به خبرگزاری فرانس پرس گفت: "هشتاد نفر در بیرون نشسته اند و به طور جدی قصد دارند خودشان را بکشند". اما مقامات مهاجرت آسترالیا گفتند که حدود 50 تن در مرکز نگهداری دست به اعتراض "مسالمت آمیز" زدند که برخی از آنها به خود آسیب زده اند.
یک سخنگوی اداره مهاجرت آسترالیا گفت: "دو نفر به خودشان زخم های سطحی وارد کردند. زخم های آن ها کوچک است و آنها از نزدیک تحت نظارت پرسونل درمانی قرار دارند".
خانم کور گفت که  برخی از پناهجویان 22 ماه در مرکز نگهداری بوده اند. آنها هنگامی که در مرکز نگهداری سیدنی و جزیره کریسمس آشوب شده بود."آرام نشسته بودند و منتظر بودند"، اما حالا آنها امید خود را از دست داده اند، و "از تنها وسیله یی که دارند"، استفاده می کنند.
او همچنان گفت که برخی از آنها به دیابت، سنگ گرده، و فشار خون بالا مبتلا هستند؛ اما آنها از دارو و غذا اجتناب کرده اند. خانم کور افزود که دو نفر تاکنون بیهوش شده اند.
سال گذشته حدود 7 هزار مهاجر غیرقانونی با کشتی خود را به سواحل آسترالیا رساندند. 
سال گذشته حدود 7 هزار مهاجر غیرقانونی با کشتی خود را به سواحل آسترالیا رساندند.
نامه ی درخواست این پناهجویان توسط خبرگزاری فرانس پرس رویت شده است. در این نامه نوشته شده است که "زندانی کردن تنبیهی و خودسرانه، سلامتی جسمی و روانی ما را از بین برده است". در نامه آمده است که این مسئله در ادامه رنج دوران "طالبان و دیگر دیکتاتورها و رژیم ها" برای آنها اتفاق می افتد.
پناهجویان همچنان در نامه نوشته اند: "ما در یک سرزمین بدون سکنه در کنار یک پایگاه نظامی حبس شدیم، جایی که مردم و رسانه ها دسترسی به ما ندارند".
دولت آسترالیا سیاستی را در قبال پناهجویان غیرقانونی دارد که بر اساس آن، پناهجویان به طور جبری باید در مرکز نگهداری به سر ببرند. سال گذشته حدود 7 هزار تن با قایق خود را از اندونزیا به سواحل آسترالیا رساندند. این افراد غالبا از کشورهای عراق، افغانستان، ایران و بنگلادش می باشند.
در همین حال، یک منبع موثق روز جمعه 22 جولای خبر داد که مالیزیا و آسترالیا روز دوشنبه پیمانی را برای مبادله هزاران مهاجر غیرقانونی امضا می کنند.
بنا به گفته ی این منبع، در یک اقدام تکرارناشدنی، 4 هزار پناهجویی که فعلا در مالیزیا هستند و در کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل ثبت نام شده اند، به آسترالیا می روند. و در سوی دیگر آسترالیا 800 پناهجو را که مراحل درخواست پناهندگی آنها طی نشده است، به مالیزیا بر می گرداند.

هنرمند افغان و خلق پرتره با نمک و نمکدان

یکی از جالب‌ترین ویدئوهایی که سال پیش دیدم، ویدئویی از از یک دختر هنرمند اوکراینی به نام «کسنیا سیمونووا» بود که با ماسه و شن نقاشی می‌کشید. در این ویدئوی جالب، او جنگ جهانی دوم را در کشورش در اندکی بیشتر از هشت دقیقه روایت کرده است.

اما ظاهرا این هنرمند اوکراینی، همتایی افغان به نام «بشیر سطانی» پیدا کرده است، اما او برای نقاشی‌هایش از شن و ماسه استفاده نمی‌کند، او برای نقاشی از چیزی استفاده می‌کند که سر همه سفره‌ها پیدا می‌شود: نمک!
سلطانی که هم‌اکنون ساکن کاناداست و یک طراح گرافیک است، از چند ماه پیش مشغول این کار شده است، او که کانالی در یوتیوب دارد، پرتره‌های نمکی از اشخاص مشهور جهان می‌کشد: امنیم، چارلی شین، گاندی، آل پاچینو، جان لنون، آنجلینا جولی و حتی کاپیتان جک اسپارو!




دیدن ویدئوهای کوتاه این هنرمند را به شما توصیه می‌کنم، وقعا جالب است که ببینیم کسی با نمک و نمکدان و دست و تیغ، چطور می‌تواند این پرتره‌ها را بکشد.
لینک بعضی از ویدئوهای هرنمایی با نمک: آل پاچینو – گاندی – جان لنون - کاپیتان جک اسپارو
بقیه ویدئوها و ویدئوهای جدیتر را در کانال بشیر سلطانی ببینید.

خروج خارجیها از افغانستان؛ داستانی که تکرار می‌شود؟

خروج آمریکا از افغانستان روز چهار شنبه با خروج نخستین واحد نیروهای آمریکایی از کابل و پروان، کلید خورد
در پانزدهم فوریه ۱۹۸۹ ژنرال گروموف که فرماندهی نیروهای شوروی سابق را در افغانستان بعهده داشت، آخرین رزمنده ارتش سرخ بود که بعد از ۱۰ سال حضور این نیروها در افغانستان پا از خاک این کشور بیرون کشید.
در کتابهای زیادی نقل شده است که او هنگامی که خاک افغانستان را ترک می کرد، لحظه ای روی پل دوستی بر فراز رودخانه آمو ایستاد و رو به افغانستان کرد، زیر لب چیزهایی گفت که هیچگاه شخص دیگری نفهمید و ثبت تاریخ هم نشد.
گروموف چه می تواند گفته باشد؟ شاید برای آمرزش سربازانش که در افغانستان کشته شده بودند، دعا کرده و یا شاید از اینکه بالاخره جان خود و عده ای از سربازانش را از این "باتلاق" قرن سالم بیرون کشیده، اظهار شکر کرده است. بگذریم.
در سیزدهم ژوئیه ۲۰۱۱ نخستین کاروان نیروهای آمریکایی افغانستان را ترک کردند به این ترتیب خروج آمریکا از افغانستان نیز در روز چهارشنبه سیزدهم ۲۰۱۱ کلید خورد.
بین خروج کامل ارتش سرخ و حالا آغاز خروج آمریکا از افغانستان، ۲۲ سال فاصله است. ۲۲ سال در عمر یک ملت چیز زیادی نیست. یک چشم بهم زدن است، انگار همین دیروز بود. هر افغانی که حداقل ۳۰ سال داشته باشد، حالا شاهد خروج یک ابر قدرت دیگر از افغانستان است.
"اگر برنامه خروج که حالا آغاز شده است، طالبان را به پیروزی از راه جنگ امیدوار‌تر کند و جنگ ادامه یابد، احتمال اینکه داستان پس از خروج شوروی‌ها در افغانستان تکرار شود، خیلی بعید نیست."
ارتش سرخ بعد از ۱۰ سال حضور در افغانستان، بطور کامل از این کشور خارج شدند؛ نیروهای آمریکایی بعد از ۱۰ سال خروج را آغاز کرده‌اند.

بقیه داستان هم تکرار خواهد شد؟

حالا سوال اساسی ماجرای بعد از خروج و قصه دولتی است که میراث‌دار حضور نظامی غرب در افغانستان خواهد شد. آیا بقیه سناریو نیز تکراری خواهد بود؟ یعنی دولت کنونی به سرنوشت دولت کابل بعد از خروج شوروی گرفتار خواهد شد؟
افغانها به یاد دارند که در افغانستان آن روز و ایضا در سطح بین المللی، خروج شوروی از افغانستان شکست این نیروها تلقی شد، هرچند دولت کابل در آن زمان هرگز آن را شکست تلقی نکرد و مانند دولت کنونی مدعی شد که حالا دولت قادر است از خود، "انقلاب" و " خلق" دفاع کند و بنابر این نیازی به حضور بیشتر شوروی نیست.
دولت برای خروج نیروهای شوروی مراسم رسمی گرفت، شاگردان مدارس مزار را به شهرک بندری حیرتان بردند تا برای سربازان شوروی سرود بخوانند، بر تانکهای آنان گل بپاشند و از حمایت ۱۰ ساله‌شان از انقلاب و انقلابیون افغانستان تشکر کنند.
اما حس عمومی چیز دیگری بود، هرکسی در نهان چاره‌‍ای می اندیشید و به فکر ساحل امنی بود تا از طوفانی که در راه است جان سالم بدر برد.
ارتش سرخ در ششم جدی/ دی ۱۳۵۶ خورشیدی وارد افغانستان شدند
پس از خروج روسها، دولت کابل بیشتر بر مذاکره و مصالحه پای فشرد، نام حزب دموکراتیک خلق، به حزب وطن تغییر کرد، پست نخست وزیری به یک فرد غیر حزبی سپرده شد، هیات های مذاکره به سوی گروه‌های مجاهدین گسیل شد، با فرماندهان رده دوم و سوم تماس گرفته شد و به آنها پول داده شد و وعده مقام. اما هر قدر دولت بر مصالحه پای فشرد، مجاهدین صلح طلبی دولت را نشانه ضعف تلقی کرده بیشتر به فتح کابل اندیشیدند و به سقوط قهرآمیز نظام.
شوروی ها برای دولت کابل، هزاران نفر کارمند متخصص که معتقد به نظام بودند، به جا گذاشته بود، ارتش تا به دندان مسلح به میراث گذاشته بود که دهها بمب افکن نوع میگ ۲۷ و سوهو (سوخو)، داشت. تانکهای مدرن و نفربر‌های نظامی تیزرو با نزدیک به ۲۰۰ هزار سرباز.
"شکی نیست که میزان موفقیت یا عدم موفقیت دولت افغانستان به همین سه سالی باقی مانده ای گره خورده که تا خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان باقی مانده است."
اما رهبران مجاهدین که ذهن عوام و مردم روستایی را در اختیار داشتند پاسخ همه اینها را به یک استدلال ساده دو جمله ای می‌دادند، می‌گفتند شوروی که آنقدر قدرتمند بود، بالاخره از ما شکست خورد دولت کابل چه باشد.

'خدا عاقبت را بخیر کند'

۲۲ سال بعد صحنه ها در بعضی از موارد آنقدر شبیه هم هستند که انگار نه افغانستان یک پدیده واقعی است و نه اتفاقهایی که در این کشور افتاده است؛ انگار داری فیلم تخیلی را برای بار دوم می‌بینی، مردم عادی اکثرا خود را به پایان بازی عالم و آگاه می‌دانند، و با جملات چند پهلو و معنی‌دار "خدا عاقبت را به خیر کند". نگرانی شان را از تکرار پایان مشابه، اظهار می‌کنند.
اما سیاستمداران و تحلیلگران علی رغم همه تشابهات هنوز اگر مگر‌هایی را مطرح می کنند. این جماعت به تفاوت هایی امیدوارند که اگر درست درک شوند، پایان دولت کنونی را از فرجام دولت دکتر نجیب الله متفاوت خواهد کرد.

حمایت آمریکا و غرب

تحلیلگران و سیاستمداران معتقدند که دولت دکتر نجیب الله را حمایت های بی دریغ و تبلیغات گسترده غرب و پول بی حساب شیوخ عرب از پای انداخت اما این بار حمایت غرب با دولت افغانستان است. از سوی دیگر روند خروج نیروهای آمریکایی و ناتو قرار است یک روند طولانی مدت باشد، روندی که از نیمه ۲۰۱۱ شروع شده و قرار است تا ۲۰۱۴ کامل شود و در این مدت دولت افغانستان زمان کافی دارد تا ضعف‌هایش را جبران کند.
ارتش سرخ پس از ده سال حضور نظامی در بیست و پنجم فوریه ۱۹۸۹ افغانستان را بطور کامل ترک کردند
مساله دوم امید سیاستمداران و تحلیلگران افغان به امضای سند همکاریهای استراتژیک و بلند مدتی است که قرار است بین آمریکا و افغانستان امضا شود، سندی که به گفته بعضی از مقامهای دو کشور ایجاد چند پایگاه دائمی آمریکا در خاک افغانستان از محورهای مهم آن است.

امید به تعهد بلند مدت آمریکا

اما با همه اینها شکی نیست که میزان موفقیت یا عدم موفقیت دولت افغانستان به همین سه سالی باقی مانده‌ای گره خورده که تا خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان باقی مانده است. اگر مذاکره و مصالحه با طالبان قبل از خروج کامل نیروهای خارجی به "قطع جنگ" منجر شود می توان امیدوار بود که افغانستان راهی را که 10 سال پیش با یورش نیروهای ائتلاف بین المللی ضد تروریسم در پیش گرفت، می تواند آرام آرام ادامه دهد.
اما اگر برنامه خروج که حالا آغاز شده است، طالبان را به پیروزی از راه جنگ امیدوارتر کند و جنگ ادامه یابد، احتمال اینکه داستان پس از خروج شوروی ها در افغانستان تکرار شود، خیلی بعید نیست.
بسیاری از افغانها از این می‌ترسند که آمریکا و غرب در نهایت به این قانع شوند که طالبان به آنها و آنها به طالبان کاری نداشته باشند، طالبان از القاعده فاصله بگیرند به کشورهای غربی و آمریکا حمله نکنند اما اینکه در افغانستان چه می کنند ربطی به آنها ندارد.
خروج نیروهای آمریکایی و ناتو از افغانستان قرار است تا سال ۲۰۱۴ کامل شود
چه کسی فکر می‌کرد آمریکا و غرب که این همه از مجاهدین حمایت کرده بود، آنها و در کل افغانستان پس از خروج نیروهای شوروی و سقوط دولت نجیب الله را فراموش کند.
حالا سوال اصلی این است که آیا با توجه به بحران اقتصادی و مالی که دامن گیر آمریکا و غرب شده است اگر از بابت موی دماغ نشدن طالبان برای آمریکا و غرب مطمئن شوند، فراموش کردن افغانستان برای سیاستمداران آمریکا و غرب کار دشواری است؟
داوود ناجی
بی بی سی

انتقال مسئولیت‌های امنیتی به نیروهای افغان رسما آغاز شد


بامیان
بامیان از مناطق امن در مرکز افغانستان است
نیروهای افغان مسئولیت‌های امنیتی را در ولایت بامیان، رسما از سربازان ناتو تحویل گرفته‌اند.
بامیان که از مناطق امن در مرکز افغانستان محسوب می‌شود، نخستین ولایت این کشور است که برنامه انتقال مسئولیت‌های امنیتی از نیروهای خارجی به سربازان افغان در آن رسما اجرا می‌شود
قرار است ظرف روزهای آینده، این برنامه در شش منطقه دیگر افغانستان نیز اجرا شود.
مقامات ارشد دولتی، از جمله وزرای دفاع، داخله، معارف و رئیس کمیسیون انتقال، برای شرکت در مراسم رسمی سپردن مسئولیت‌های امنیتی به نیروهای افغان در بامیان، به این ولایت رفته‌اند.
۲۶۰ نفر از سربازان گروه‌های بازسازی ولایتی از کشورهای زلاندنو و مالزی در بامیان مستقر بوده‌اند که فعالیت آنها عمدتا به برنامه‌های توسعه‌ای و در بخش صحت (بهداشت ودرمان) مربوط بوده است.
بامیان در ده سال اخیر، شاهد کمترین حوادث امنیتی بوده است. با این حال، مسئولان محلی در این ولایت می‌گویند که پس از خروج رسمی سربازان ناتو از بامیان نیاز است تا نیروهای امنیتی این ولایت بیشتر شود.
هیچ واحدی از سربازان ارتش افغانستان تا حالا در بامیان مستقر نیست و مقامات محلی می‌گویند که شمار نیروهای پلیس این ولایت نیز کافی نیست.
حبیبه سرابی، والی بامیان در مراسم انتقال مسئولیت های امنیتی، از این برنامه استقبال کرد، اما گفت که دولت افغانستان برای حفظ امنیت در این ولایت باید توجه بیشتری به بامیان داشته باشد.
خانم سرابی گفت که پلیس بامیان با کمبود تجهیزات نظامی روبروست.
والی بامیان همچنین گفت که امنیت بامیان می‌تواند از ولایات همجوار چون وردک و بغلان آسیب‌پذیر شود.
به دنبال بامیان، قرار است روند انتقال مسئولیت‌های امنیتی از ناتو به نیروهای افغان، در شش منطقه دیگر افغانستان از جمله کابل، مزار شریف، پنجشیر، لشکرگاه، شهر هرات و مهترلام، مرکز ولایت لغمان اجرا شود.
این برنامه مراحل مقدماتی سپردن امنیت سراسر افغانستان به نیروهای این کشور و خروج سربازان خارجی از افغانستان تا سال ۲۰۱۴ میلادی است.
این برنامه همزمان با خوشبینی مقامات دولتی افغانستان و آمریکا، با نگرانی‌های جدی برخی از منتقدان و دپلماتهای غربی نیز روبه‌رو بوده است.
این منتقدان هشدار می‌دهند که خروج نیروهای خارجی از افغانستان در شرایط کنونی، می‌تواند دستاوردهای جامعه جهانی و افغانستان را در ده سال اخیر به مخاطره بیاندازد.

خیابان مال من هم هست، مبارزه زنان افغان با خیابان آزاری


زنان افغان
"زمانی که در افغانستان زن به دنیا می آیی، جامعه به شما می آموزد که چگونه از زن بودن خود شرمسار باشی. به شما یاد داده می شود که چگونه از داشتن موهای بلند و یا اندام زنانه خود خجالت بکشی. یاد می گیری که چگونه با شانه های افتاده راه بروی و مجبورت می کنند به این باور برسی که این حق طبیعی دیگران است که با تو بدرفتاری کنند."
نورجهان اکبر، بیست ساله، در جامعه ای که خودش چنین تعریفی از آن دارد، بزرگ شده است، اما حالا او و گروهی از زنان جوان برای تغییر می خواهند کلیشه های اجتماعی موجود در افغانستان را به چالش بکشند.
حدود بیست نفر از اعضای این گروه، برای نخستین بار در تاریخ افغانستان، به خیابان ها آمدند تا اعتراض خود را علیه خیابان آزاری ابراز کنند.
"خلاف آنچه که اینجا تصور می شود، زنان برای این ساخته نشده اند که در خانه ها بمانند و برای مردان خدمت کنند. ما می خواهیم در فعالیت های اجتماعی شرکت داشته باشیم، سیاستمدار شویم، فعال اجتماعی و کارمند ادارات باشیم و این مسئله نباید برای کسی مشکل ایجاد کند"
یکی از شرکت کنندگان این راهپیمایی که شعار "این خیابان از من هم هست" را حمل می کرد، گفت: "ما اینجا هستیم تا صدای خود را بلند کرده و به همه بگوئیم که دیگر بدرفتاری را در خیابانها تحمل نخواهیم کرد."
او افزود: "این حق زنان است که مانند مردان در جامعه بدون اینکه هراسی داشته باشند، زندگی کنند، کار کنند و درس بخوانند."
خیابان آزاری در افغانستان، در حال تبدیل شدن به یک مشکل جدی است و چیزی که به باور فعالان اجتماعی، مانع بزرگی را در برابر مشارکت زنان در اجتماع ایجاد می کند.
این باور وجود دارد که حضور زنان در اجتماع که در پی فروپاشی رژیم طالبان و به ویژه در سالهای اخیر پر رنگ تر شده، به ایجاد واکنش منفی جامعه مردسالار افغانستان کمک کرده است.
شبانه، یک دانشجوی دانشگاه کابل می گوید: "آنها (مردان) نمی توانند این حقیقت را تحمل کنند که حضور زنان در اجتماع در حال گسترش است."
'به شما یاد داده می شود که چگونه از داشتن موهای بلند و یا اندام زنانه خود خجالت بکشی'
او می افزاید: "خلاف آنچه که اینجا تصور می شود، زنان برای این ساخته نشده اند که در خانه ها بمانند و برای مردان خدمت کنند. ما می خواهیم در فعالیت های اجتماعی شرکت داشته باشیم، سیاستمدار شویم، فعال اجتماعی و کارمند ادارات باشیم و این مسئله نباید برای کسی مشکل ایجاد کند."
افغانستان با وجود آنکه در سالهای اخیر شاهد تغییراتی در زمینه حضور زنان بوده، هنوز یک کشور به شدت مردسالار است.
در بسیاری از مناطق افغانستان، هنوز بیشتر زنان نمی توانند بدون اجازه اعضای مرد خانواده، از خانه های خود بیرون شوند.
تمنا حمیدی که تازه دانشکده حقوق را به پایان رسانده می گوید: "ذهنیت مخالفت با مشارکت اجتماعی زنان بسیار عمیق است و شکستن رفتارهای اجتماعی علیه زنان، یک چالش جدی است."
او می گوید: "هر روز برای رفتن به محل کار، باید یک فاصله کوتاه را پیاده طی کنم و این دقیقا زمانی است که رفتارهای بدی را می بینم. هر دقیقه باید مواظب باشم که کسی مرا دنبال نکند و یا کسی تلاش نکند به بدنم دست بزند."
ما می خواهیم در فعالیت های اجتماعی شرکت داشته باشیم، سیاستمدار شویم، فعال اجتماعی و کارمند ادارات باشیم و این مسئله نباید برای کسی مشکل ایجاد کند
با آنکه تاکنون هیچ تحقیق رسمی در مورد مسئله خیابان آزاری و دلایل و عوامل آن در افغانستان انجام نشده است، اما شنیدن تجربیات روزمره زنانی که برای کار و یا درس از خانه های خود بیرون می شوند، نشان می دهد که خیابان آزاری در این کشور بسیار گسترده است و در مواردی سبب شده است دختران و زنان به دلیل دوری از آزار خیابانی ترجیح داده کار و یا هم تحصیل خود را ترک کنند.
فعالان اجتماعی در افغانستان از این نگراننند که خیابان آزاری به یک هنجار اجتماعی بدل شده است و این درحالی است که دولت برنامه ای برای جلو گیری و یا هم مبارزه با آن ندارد.
رامین انوری
بی بی سی