زندگی من کجاست

تاريخ افغانستان: پنج هزار يا هفت هزار سال؟

 

نمايشگاه گنجينههاي تاريخي افغانستان به تاريخ دهم ماه جون سال 2010 در شهر بن آلمان برگزار شد. آلمانيها از اين نمايشگاه استقبال بيسابقه کردند.

 

به دلیل استقبال مردم، سه ماه بيشتر از زماني که در ابتدا تعيين شده بود، اين نمايشگاه به روي بازديد کنندگان باز بود. از پنجم جنوري اين نمايشگاه به شهر لندن بريتانيا انتقال يافته است. يما ناشر يکمنش، نويسنده افغان مقيم آلمان و همکار بخش افغانستان دويچه وله چشمديدهاي خود را از اين نمايشگاه نوشته است.
                               
                                              ***

به ديدن دوستان به شهر بن مي روم، شهر زيبايي که امروز ديگر پايتخت آلمان نيست. از ميان کوچه ها که مي گذرم، ديدن عمارت هاي کوچک اما با سليقه و چشم نواز به خود مشغولم مي سازد. در ايستگاهي که بايد از سرويس پياده شوم، نمي شوم. ظاهراً اشتباهي شده که به هيچ صورت از من نيست. گناه مهندسي زيباي آن جادۀ کوچکي است که من بايد از آن نمي گذشتم اما گذشتم.

شب با دوستان دور يک ميز نشسته ايم  و از عظمت گذشتۀ شهر بن قصه مي کنيم. دوستان بن نشين چون در ميان اين زيبايي ها هستند، بيشتر از زيبايي هاي ديگر مي گويند تا از زيبايي هاي شهر بن. شب که پخته مي شود، حرف هاي ما مي رسد به قدامت تاريخ ما. هيچ کدام حاضر نيستيم که اين قدامت را کم از پنج هزار سال بدانيم. حتا يکي از ما مي گويد که فلاني ادعاي هفت هزار سال را دارد، در حالي که شما فقط به پنج هزار آن قناعت داريد. مي خنديم. اما اين قدامت براي ما همان پنج با سه صفر آن باقي مي ماند. يکي از اين ميان کوشش مي کند چيزي از پنج هزار سال بکاهد. اما يکي از ما مي گويد: «پنج هزار دليل هم بياري، قبول ندارم».
پوستري بزرگ در چند جاي شهر توجه مرا به خود جلب مي کند. بايد چيزهايي را از افغانستان به نمايش گذاشته باشند. در ميان آن جمع يگانه کسي هستم که هنوز آن را نديده ام. وعده مي کنم فردا آن را ببينم. آدرس را يادداشت نمي کنم. آدرس موزيم که يادداشت کردن ندارد. فردا که از رهگذران نشاني موزيم را مي پرسم، مي گويند، کدام موزيم؟ مگر چند موزيم دارد اين شهر کوچک؟ بدون آدرس در اين شهرها مشکل است راهي به دهي برد.

پس از اين که نااميد مي شوم به عنوان تير ِخلاص، مي خواهم از پيرزني که با آرامي در ميان برف ها راه مي زند بپرسم. مي پرسم: خانم، در اين شهر چيزي از افغانستان را در جايي نشان مي دهند؟ با ناباوري نگاهي به سراپايم مي اندازد و از لهجه مي داند که ما در اين شهر غريبيم و در اين ملک فقير.

مي گويد: بيا با من. و چند دقيقه را براي نشان دادن راه با من همقدم مي شود. وقتي مي گويم که در افغانستان به دنيا آمده ام، مي ايستد و نمي دانم چرا به سوي آسمان صاف نگاه مي کند. مي خواهد چيزي بگويد اما نمي گويد.

بعد دلش طاقت نمي کند. بدون اين که به سويم نگاه کند مي گويد: از سال 2006 بدين سو " گنج هاي نجات يافته" افغانستان در موزيم ها و نمايشگاه ها جهانگردي مي کند. از فرانسه سفر را آغاز کرده و ايتاليا و هالند و امريکا و کانادا را ديده و اينک از يازدهم جون تا پنجم جنوري 2011 مهمان آلمان است. قرار بود فقط تا سوم اکتوبر اينجا باشد اما نمايش آن تمديد شد. من خودم سه بار آن را ديده ام. 230 قطعه اثر از حدود دو هزار سال قبل از ميلاد تا قرن دوم ميلادي از چهار جاي افغانستان: آي خانم، تپۀ فلول، بگرام و طلا تپه....

دهانم باز مي ماند. مي خواهم بگويم، خانم... که صداي خدا حافظي اش در هوا مي پيچد. مقابل آثار که مي ايستم، برق آنها چشمانم را خيره مي کند. آثار طلا تپه در ميان تمام آثار بيشتر مي درخشد. همچنان مي درخشد.

به دوستي که شب گذشته با هم دعواي پنج هزار ساله داشتيم تيلفون مي کنم: «من اين جا در چند قدمي تاريخم. براي چهار هزار سالش سند يافت شده...".


يما ناشر يکمنش
ویراستار: عارف فرهمند

معترضان توقیف تانکرهای نفت در ایران

تعدادی از ساکنان کابل برای دومین بار در سه روز اخیر ، با برپایی تظاهرات خواهان رفع توقیف تانکرهای نفت عازم افغانستان از جانب ایران شدند.
چند روز قبل، مارشال محمد قسیم فهیم، معاون اول رئیس جمهور در سفری به تهران، از مقامات ایران خواسته بود که به تانکرهای حامل سوخت برای افغانستان اجازه عبور بدهند.
هرچند دولت ایران در پی این درخواست آقای فهیم، به چند تانکر اجازه حرکت دادند، اما صدها تانکر دیگر همچنان در مرزها شرقی ایران متوقف ماندند.
گفته می شود این تانکرها حامل پطرول، دیزل و نفت هستند که از کشورهای عراق، ایران، قزاقستان و ترکمنستان برای مصرف داخلی در افغانستان خریداری شده است.
ایران معتقد است این تانکرها جهت مصرف نظامیان ناتو به افغانستان ترانزیت می شود.
متاسفانه فرد بدنامی مانند نجیب الله کابلی تظاهرات ضد ایرانی را در کابل رهبری می کرد.
http://files.afghanpaper.com/pics/201101/201101071851551027.jpg
http://files.afghanpaper.com/pics/201101/201101071851554711.jpg
http://files.afghanpaper.com/pics/201101/201101071851552470.jpg
http://files.afghanpaper.com/pics/201101/201101071851551942.jpg
http://files.afghanpaper.com/pics/201101/201101071851554326.jpg
http://files.afghanpaper.com/pics/201101/201101071851553783.jpg
http://files.afghanpaper.com/pics/201101/201101071851552009.jpg
http://files.afghanpaper.com/pics/201101/201101071851554059.jpg
http://files.afghanpaper.com/pics/201101/201101071851551891.jpg

چرا ایران می خواهد افغانستان را از راه های مختلف زیر فشار قرار دهد؟


مهاجرین افغان در ایران با فشار های گوناگون رو به رو هستند و اقدامات اخیر مقامات ایران مبنی بر توقف تانکر های تیل تاجران افغان در آن کشور نه تنها سبب خشم تاجران افغان شده است، بلکه یک فضای بی باوری را در زمینه عقد قرارداد های تجارتی میان دو کشور ایران و افغانستان بوجود آورده است.

در حالی که اقدامات و عملکرد های ایرانی ها در برابر مهاجرین افغان و تاجران افغانی هر روز سخت تر می شود، روابط دو کشور نیز بیشتر از هر روز دیگر مورد انتقاد و سوال قرار می گیرد.

مردم افغانستان و مهاجرین عودت کننده در ایران می گویند که این کشور در کنار آن که افغان ها را مورد اهانت قرار می دهد، توافقات بعمل آمده در مورد مهاجرین افغان را نیز نادیده می گیرد.

دو تن از افغان های که از ایران برگشته اند، چنین می گویند:
« مهاجرین در ایران مورد لت و کوب قرار می گیرند و از ترس این که مقامات امنیتی ایران آنها را زندانی نکنند، نمی توانند شکایت شان را به مقامات افغان در ایران برسانند. ما از دولت خود می خواهیم تا در رفع مشکلات مهاجرین با دولت ایران صحبت کند.»

« ما از هوس به ایران نمی رویم ما به خاطر کار می رویم. مرا در ایران گرفتند و مدت بندی کردند و بعد هم مرا اخراج نمودند.»

باشندگان کابل نیز از برخورد مقامات ایرانی با افغان های مهاجر ابراز نگرانی می کنند.

یک تن از باشندگان کابل ضمن انتقاد از برخورد ایرانی ها با مهاجرین افغان چنین می گویند:
« کشور های همسایه همیشه از ابزار های اقتصادی و تجارتی بالای افغانستان استفاده کرده و استفاده می کنند. افغانستان یک کشور محاط به خشکه است و بنادر وارداتی اش به ایران و پاکستان ارتباط می گیرد، کشور های همسایه کوشش می کنند تا از این طریق بالای افغانستان فشار وارد کنند.»

مقامات وزارت مهاجرین و عودت کنندگان می گویند که آنها در زمینهء جلوگیری از برخورد نا مناسب با مهاجرین افغان در ایران، تماس های را با مقامات ایرانی برقرار کرده و این صحبت ها با نتایج خوب به همراه بوده است.

جماهیر انوری وزیر امور مهاجرین در مورد گفت:
« صحبت های ما در پرنسیب خوب بود، آن چیزیکه با مقامات محترم ایران چه به سطح معاون ریاست جمهور و چه به سطح حلاالتماب احمدی نژاد صحبت داشتیم، آنها در مجموع همه پیشنهاد های ما را در قسمت مهاجرین مطابق کنوانسیون جینو پذیرفتند.
راجع به میکانیزمی که ما چگونه بتوانیم موجودیت مهاجرین را در ایران قانونی بسازیم، نیز صحبت کردیم.»

مقامات ایرانی در کنار فشار روز افزون بالای مهاجرین افغان، از حدود یک ونیم ماه به این طرف صد ها عراده تانکر تیل تاجران افغان در آن کشور را متوقف نموده و اجازه ورود به افغانستان را نمی دهد.

این اقدامات ایران باعث انتقاد های زیاد در داخل افغانستان شده است.

خانجان الکوزی معاون اتاق تجارت و صنایع افغانستان در مورد گفت:
« دولت ما متاسفانه یک پالیسی شفاف رشد اقتصادی و کاریابی برای مردم افغانستان ندارد. اگر امروز گاز، تیل و مواد غذایی قیمت می شود و یا ترانزیت ما متوقف می شود، دولت حد اقل نمی تواند قوانین و پروتوکول های امضا شده را بالای همسایه ها تطبیق کند.
متاسفانه چهار ماه می شود که چهار و نیم هزار کانتینر مواد اولیهء تجار افغان بدون کدام موضوع قانونی در کراچی پاکستان متوقف شده است، هم چنان 16 صد تانکر تیل تاجران افغان در ایران توقف داده شده است.»

مقامات وزارت تجارت افغانستان می گویند، تلاش های آنان در جهت رفع این مشکل، ادامه دارد.
غللام محمد ییلاقی معین وزارت تجارت و صنایع افغانستان ضمن آن که می گوید تا اکنون نتوانسته اند مشکل تانکر ها را حل کنند، اظهار کرد که درعقب این اقدامات ایران، اهداف سیاسی مطرح است.

وی می گوید که لازم است تا موافقتنامه های تجارتی میان دو کشور کاملاً رعایت شود.
وی در ادامه گفت:
« تلاش های زیاد را انجام دادیم تا مسالهء متوقف ماندن تانکر های تیل را حل کنیم، اما تا امروز حل نشده است. در عقب این اقدام مقامات ایران بعضی موضوعات سیاسی مطرح است. ما موافقت نامه های تجارتی و ترانزیتی داریم، پس نباید مقامات ایران مردم غریب و بیچارهء ما را در این سرمای زمستان فدای معاملات سیاسی خود کند.»


تحلیلگران مسایل سیاسی نیز اقدامات اخیر مقامات ایرانی را مورد انتقاد قرار می دهند.

رزاق مامون یکی از نویسنده گان و تحلیلگران، اقدامات اخیر مقامات ایرانی را انگیزهء سیاسی خوانده و آن را به تحریم های اخیر امریکا بر علیه ایران مرتبط می داند.

آقای مامون می گوید که امریکا و متحدین آن ایران را تحت فشار قرار داده است، ولی تاوان آن تحریم ها را مردم افغانستان می پردازند.
آقای مامون در ادامه افزود:
« سیاست ایران همیشه سیاست دوگانه، اعمال فشار، در ظاهر دوستی رسمی و در اصل پیش برد برنامه های تخریبی و سبوتاژ در افغانستان بوده است. بنا یا خشت پایهء سیاست ایران در افغانستان حفظ جنگ در افغانستان است. جامعهء غریبی به خصوص امریکا در ارتباط به برنامهء هسته یی ایران از چندین استقامت این کشور را تحت فشار قرار داده است.
فشار های اخیر مثلاً متوقف کردن قطار های مواد نفتی به سوی افغانستان در اثر فیصلهء شورای امنیت ملی ایران صورت گرفته است.
ایران از طریق فشار های مختلف مانند اعدام مهاجرین و تهدید به اخراج مهاجرین در واقع می خواهد امریکا را در افغانستان دچار مشکل بسازد.»

افغانستان کشوریست که به بحر راه ندارد و محاط بودن این کشور به خشکه، باعث آن شده تا همسایه های افغانستان از این درک سود بیشتر ببرند.

عملکرد های ایران در برابر افغانستان باعث انتقاد نهاد های حقوق بشری نیز شده است، نادر نادری یکی از اعضای کمسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در مورد چنین می گوید:
« متاسفانه ما یک دیپلوماسی فعال و شفاف را با همتا های ایرانی خود نتوانستیم دنبال کنیم تا بتوانیم به یک شفافیت و بحث رو در رو و صادقانه مسایل را با همسایه های خود مطرح بکنیم. یکی از دلایل عمدهء آن ناتوانی های را که نظام و حکومت افغانستان دارد، می باشد و در عین حال حکومت افغانستان نتوانسته یک دیپلوماسی موثر، بارور و توانمند که بتواند به اساس فرصت استراتیژیک را که امروز افغانستان بدست آورده و حمایت جامعهء جهانی را که امروز به دست آورده، به خاطر تامین حقوق شهروندانش استفاده کند.»

با این همه، عملکرد ها و اقدامات دولت افغانستان نیز مورد انتقاد قرار دارد که با وجود مشکلات و فشار های که ایران وارد کرده است، روابط دو کشور چگونه است و آینده آن چگونه خواهد بود.

وحید عمر سخنگوی ریاست جمهوری افغانستان می گوید که حکومت افغانستان امیدوار است این مشکلات حل شود.
وی افزود:
« کابینه جمهوری اسلامی افغانستان ابراز تاسف کرد از این که با وجود تمام تلاش ها موضوع تا هنوز حل نشده است. به وزیر تجارت جمهوری اسلامی افغانستان وظیفه سپرده شد تا مساله را یک بار دیگر با مقامات کشور دوست و همسایه ایران مطرح کند و پیام کابینهء افغانستان را به این ارتباط به کشور جمهوری اسلامی ایران برساند.»

ولی این اقدامات دولت افغانستان قناعت مردم و تاجران افغان را فراهم کرده نتوانسته است.

وحید مژده یک تحلیلگر افغان می گوید که ادامه این وضعیت می تواند بالای روابط دو کشور افغانستان و ایران اثر گذار باشد.
آقای مژده گفت:
« کشور های همسایه مجبور هستند که با هم دیگر روابط خوب داشته باشند و به خصوص کشور های که محاط به خشکه هستند مانند کشور ما که تمام دار و مدار شان مربوط راه ترانزیت است. ما این مشکل را در طول ده ها سال با کشور های همسایه تجربه کردیم، اگر این حالت دوام کند به نفع افغانستان نیست.»

با آن که دولت افغانستان سالانه مقادیر پول نقد از ایران کمک دریافت می کند و در عین حال ایران در داخل افغانستان در بخشی از پروژه های بازسازی نیز سهم دارد، مشکلات موجود میان دو کشور شکل تازه یی به خود گرفته و می تواند روابط آیندهء این دو کشور را با مشکلات بیشتر مواجه بسازد.

اما این که حکومت های افغان و ایران چگونه می توانند این روابط را در خط درست رهنمایی کنند، مسالهء است که به عملکرد دقیق دیپلوماسی افغانستان و حسن نیت ایران در برابر همسایه اش ارتباط دارد.


گزارشگر: حمید پژمان

پاکستان پسر جلال الدین حقانی را دستگیر کرد


مجلهء معتبر نیوزویک گزارش می دهد که پاکستان پسر جلال الدین حقانی را دستگیر کرده است.

نیوزویک به نقل از مقامات پاکستانی و طالبان گزارش داده است که کارمندان استخبارات پاکستان در این هفته نصیرالدین حقانی را که از شهر پشاور با چهار تن دیگر به سوی وزیرستان شمالی در حرکت بود، دستگیر کرده اند.

نصیرالدین حقانی در بین گروه اش بنام داکتر خان نیز شناخته می شود.

نیوزویک می نویسد، یکی از کسانی که با وی بازداشت شده ملا محمد جان یک قوماندان ارشد شبکهء حقانی می باشد.

پاکستان تحت فشار رو به افزایش ایالات متحده امریکا قرار داشته تا با قدرت و شدت بیشتر علیهء گروه های تندرو مسلح عمل کند، به خصوص شبکهء حقانی که با مصوونیت در وزیرستان شمالی فعالیت می کند و حملات را علیهء سربازان امریکایی در آن سوی سرحد انجام می دهد. هفتهء گذشته آدمیرال مایک مولن لوی درستیز قوای مسلح امریکا با این پیام به حکومت پاکستان که کاسهء صبر امریکا لبریز شده است وارد اسلام آباد شد.

نیوزویک می نویسد، بازداشت این پسر حقانی مهم است. نصیر الدین حقانی که اقاربش در منطقه خلیج زندگی می کنند، گفته می شود عمده ترین چهره در زمینه جمع آوری پول برای این شبکه بوده، مسول مالی آن شرق میانه می باشد. به نوشتهء مجله باور بر این است که مادر نصیرالدین از امارات متحدهء عرب می باشد.

مجله می نویسد، منابع طالبان افغان می گویند، نصیرالدین به طور دوام دار از منطقهء خلیج دیدن می کرد. وی این سفرهایش را توسط پاسپورت های مختلف پاکستانی انجام می داد. همچنان نصیرالدین مبالغ هنگفت پول را برای جنگ علیهء نظامیان امریکایی جمع آوری کرده بود. منابع طالبان به نیوزویک گفته اند، نصیرالدین و چهار همراهش زمانی که در حال بازگشت از مراسم حج از عربستان سعودی بود و در جریان این سفر نیز فعالیت های قابل ملاحظهء را در زمینه جمع آوری پول انجام داده بود، بازداشت شد.

یکی از منابع طالبان گفته است این یک ضربه بزرگ مالی به شبکه حقانی می باشد.

نصیرالدین برادر اندر سراج الدین حقانی قوماندان ارشد شورشیان بوده، مسوول شماری از حملات بمبی در کابل شناخته می شود.

نیوزویک می نویسد، مقامات پاکستانی در مورد بازداشت نصیرالدین سکوت اختیار کرده اند. البته یک مقام حکومت پاکستان بازداشت وی را تایید کرده است. این مقام همچنین تایید کرد که به ایالات متحدهء امریکا در مورد این بازداشت اطلاع داده نشده است.
این مقام که از وی نام گرفته شده نشده است، همچنین گفته است، این رهبر شورشیان در یک تلاش پاکستان برای کنترول بیشتر بر گروه های مسلح تندرو به شکل گروگان گرفته شده است.

نیوزویک می نویسد:
نصیرالدین و سایر زندانیان به یک زندان مصوون آی، اس، آی انتقال داده شده اند. منابع پاکستانی گفته اند به نظر نمی رسد که استخبارات ایالات متحده به نصیرالدین حقانی دسترسی پیدا کند، زیرا که وی از این نکته پرده بر خواهد داشت که آی، اس، آی و سایر ادارات استخباراتی پاکستان تا چه حد با گروهء حقانی نزدیک اند.

ایران جنگجویان ارشد القاعده را رها کرده است

رونامه بریتانیایی  تایمز به روز جامعه گزارش داده است که ایران یک دسته از جنگجویان ارشد القاعده را که درآن کشور درحال توقیف بوده اند رها کرده است. اینها می توانند شبکهء شان را درمناطق مرزی بین افغانستان وپاکستان باز سازی کنند. این روزنامه ازقول مقامات دولتی پاکستانی وخاورمیانه ای که ازآنها نام نبرده است آورده است که ایران از جنگجویان اسلامگرا حمایت پنهانی می کند. این حمایت غالباً ازجانب پاسداران انقلاب ایران صورت می گیرد.